محمد و
نُورٌ عَلى نُورٍ ،
حسن بن على است .
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
مهدى قائم است عليه السّلام .
در جمله اخبار معراج مذكور است : نور آن جناب در عالم اظلّه ، ميان انوار و اشباح ائمّه عليهم السّلام مانند ستارهء درخشان در ميان ساير كواكب و در خبرى چون ستارهء صبح براى اهل دنيا بود .
[ وارث ] 12 مسكة
بدان يكى از اسامى آن بزرگوار ، وارث است ، چنانكه در مناقب قديمه و هدايه « 1 » آن را از القاب شمردهاند و در خطبهء غديريّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيايد كه فرمود : « ألا انّه وارث كلّ علم و المحيط به » .
هويداست كه آن جناب ، وارث علوم و كمالات ، مقامات و آيات بيّنات جميع انبيا و اوصيا و آباى طاهرين خود عليهم السّلام مىباشد .
در حديث طولانى مفضّل است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : چون لشكر حسنى وارد كوفه شود ، حسنى از لشكر خود جدا شود ، حضرت مهدى - صلوات اللّه عليه - نيز از لشكر خود جدا شود . سپس ميان دو لشكر بايستند ، حسنى به حضرت گويد :
اگر تو مهدى آل محمدى ، پس عصاى جدّ تو ، رسول خدا كجاست و انگشتر او ، برد او ، زره او كه آن را فاضل مىگفتند ، عمّامهء او كه سحاب و اسبش كه مربوع نام داشت ، ناقهء غضباى او ، استر دلدل او ، حمار او كه يعفور مىگفتند ، براق ، شترسوارى او و قرآنى كه امير المؤمنين عليه السّلام آن را بدون تغيير و تأويل جمع كرد ؟
حضرت جوال يا چيزى مانند آن ، كه سفط مىگويند ، حاضر نمايد و آنچه او خواسته ، در آن است .
مفضّل گفت : اى آقاى من ! همهء آنها در سفط است ؟
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .