و در لب الباب « 1 » قطب راوندى مروى است از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « كسى كه خالص كند عبادت را براى خداوند چهل صباح ، ظاهر شود چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش . »
و در امالى صدوق « 2 » مروى است : بهلول نباش كفن مىدزديد و آخر كار با نعش دخترى از انصار عمل قبيح كرد و پشيمان شد و به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و حضرت او را طرد كرد .
پس رفت در بعضى از كوههاى مدينه و چهل روز گريه و زارى و تضرّع و دعا كرد ؛ در روز چهلم توبهاش قبول شد و آيهء شريفه در قبول توبه و گذشتن از جرم او و وعدهء ثواب براى او نازل شد .
حضرت به نزد او رفت و بشارت داد و آيه را تلاوت فرمود . آنگاه به اصحاب خود فرمود : « چنين تدارك كرده مىشود گناهان ؛ چنان چه تدارك نمود آن را بهلول . »
نيز مروى است كه جناب داود عليه السّلام چهل روز بر ترك اولاى خود گريست و در بحار از كتاب عدد القويهء على بن يوسف ، برادر علّامهء حلى رحمه اللّه نقل كرده كه او روايت كرده : در حالتى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود در ابطح و با آن جناب بود عمّار بن ياسر و منذر بن ضحضاح و أبو بكر و عمر و على بن ابى طالب عليه السّلام و عباس بن عبد المطلب و حمزة بن عبد المطلب كه ناگاه نازل شد بر آن حضرت جبرئيل در صورت عظيمهء خود و پهن كرده بود بال خود را تا آنكه گرفت از مشرق تا مغرب .
پس ندا كرد او را : اى محمّد ! علىّ اعلى بر تو سلام مىرساند و او امر مىكند تو را كه عزلتگيرى از خديجه چهل صباح !
پس اين امر بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شاق شد و او خديجه را دوست مىداشت و به او رغبت تمام داشت .
پس چهل روز حضرت ماند كه روزها را روزه مىگرفت و شب به عبادت بر
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 326 .
( 2 ) . الامالى ، ص 98 - 100 .