تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 976

مساهمون:

ص٩٧٦
مىخواست تا چون آخر آن ايّام شد ، عمّار بن ياسر را نزد خديجه فرستاد و فرمود : « به خديجه بگو گمان نكنى كه انقطاع من از تو ، از روى جدايى و دشمنى است و لكن پروردگار من - عزّ و جل - امر فرموده مرا به اين ، تا آن‌كه انفاذ فرمايد فرمان خود را . پس گمان مكن اى خديجه ! مگر خير را . به درستى كه خداى - عزّ و جلّ - هرآينه مباهات مىكند به تو ملايكه گرام خود را ، هر روز چند مرتبه . پس چون شب درآيد در را ببند و در جايگاه خود بخواب كه من در منزل فاطمه بنت اسدم . » پس خديجه هر روز چند مرتبه محزون مىشد به جهت فراق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس چون چهل روز كامل شد ، جبرئيل نازل شد و گفت : « اى محمّد ! علىّ اعلى تو را سلام مىرساند و او امر مىكند تو را كه مهيّا شوى از براى تحيّت او و تحفهء او . » تا اينكه نقل كرده نزول ميكاييل را با طبقى از انگور و رطب و افطار كردن آن شب از آنها و رفتن نزد خديجه به امر خداوندى پيش از اداى نماز و انعقاد نطفهء صديقه طاهره عليهما السّلام در آن شب . « 1 » نيز وارد شده كه چهل روز قبل از بعثت نيز مأمور شد آن حضرت كه از خديجه عزلت گيرد و در روز چهلم مبعوث شد و نيز ميقات حضرت موسى عليه السّلام نيز چهل روز بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « او نخورد و نياشاميد و نخوابيد و ميل ننمود به چيزى از اينها در رفتن و برگشتن خود چهل روز به جهت شوق به سوى پروردگار خود . » « 2 » و در تفسير « 3 » امام حسن عسكرى عليه السّلام مروى است كه جناب موسى عليه السّلام مىفرمود به بنى اسرائيل : « هرگاه خداوند به شما فرج كرامت نمود و دشمنان شما را هلاك كرد ، مىآورم براى شما كتابى از نزد پروردگار شما كه مشتمل باشد بر اوامر و نواهى و عبرت‌ها و مثل‌هاى او . » پس چون خداى تعالى ايشان را فرج داد ، امر فرمود موسى عليه السّلام را كه به ميعاد رود و سى
هامش
( 1 ) . العدد القوية ، ص 220 - 222 . ( 2 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 327 . ( 3 ) . تفسير الامام العسكرى عليه السّلام ، ص 248 - 250 .