باب دوازدهم [ آدابى كه به بركت آنها مىتوان حضرت را زيارت كرد ]
در ذكر اعمال و آدابى كه شايد بتوان به بركت آنها به سعادت ملاقات و شرف حضور حضرت حجّت - صلوات اللّه عليه - رسيد . بشناسد يا نشناسد ؛ در خواب يا بيدارى و بردن بهره و فيضى از آن حضرت هرچند كه نباشد مگر زيادتى نور يقين در معرفت وجدانى به آن وجود معظّم كه خود از اهمّ مقاصد است .
از مطاوى كلمات سابقه در باب هشتم معلوم شد كه نيل اين مقصود و بلوغ اين مرام در غيبت كبرى ، ممكن و ميسور ، بلكه مكشوف شد كه توان به وسيلهء علم و عمل و تقواى تام و معرفت و تضرّع و انابت و تهذيب نفس از هر غلّ و غش و ريبه و شكّ و شبهه و صفات مذمومه ، قابل تلقّى اسرار و دخول در سلك خاصّان و خواص شد و از كلمات علماى اعلام شواهدى ذكر شد .
مقصود در اينجا نه بيان به دست آوردن راه آن است كه زياده بر اداى تمام فرايض و سنن و آداب و ترك تمام محرّمات و مكروهات و مبغوضات به نحوى كه از او خواستهاند ، ساير مقدّمات آن مستور و مخفى و جز بر اهلش مكشوف و مبيّن ندارند ؛ بلكه غرض به دست آوردن راهى كه شايد به وسيلهء آن ، در عمر خويش نوبتى به اين نعمت رسد ، هرچند در خواب باشد .
مخفى نماند كه از تأمّل در قصص و حكايات گذشته معلوم مىشود كه مداومت بر عمل نيك و عبادتى مشروعه و كوشش در انابه و تضرّع در مدّت چهل روز به جهت اين مقصد ، از اسباب قريبه و وسيلههاى عظيمه است ؛ چنان چه معلوم شد كه رفتن چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله يا چهل شب جمعه در كوفه با اشتغال به عبادت از عملهاى متداولهء معروفه است كه بسيار دعواى تجربه كردهاند از علما و صلحا .