فرمودند : « به درستى كه قائم عليه السّلام از ميعاد است و خداوند خلف نمىفرمايد ميعاد خود را . »
محتمل است كه هر كدام از آن روز ، روز يكى از حالات آن جناب باشد . چون خروج از قريه كرعه يا ظهور در مكّهء معظّمه يا زمان غلبه و قهر بر اعدا و قتل گردنكشان يا استقرار در كوفه كه مقرّ سلطنت است .
تنبيه نبيه :
بر ارباب بصيرت معلوم باد كه چنان چه زمانهاى مذكوره را اختصاصى است به حضرت حجّت عليه السّلام كه لازم دارد توجّه و استغاثه و عمل به مراسم عبوديّت آن جناب را زياده از ساير اوقات ، بعضى از امكنه نيز هست كه به ملاحظهء پارهاى از اخبار عامّه و خاصّه ، احتمال قريب دارد بودن آن جناب را در آنجا در وقتى مخصوص ، پس سزاوار است حاضر شدن در آن مكان هر چند نبيند يا نشناسد آن جناب را .
چه اقامهء آن جناب در مكانى ، اسباب نزول رحمت و بركت و الطاف خاصّهء الهيّه است و شايد به بركت مجاورت و بودن با آن معدن خير و بركت لطف عام و رحمت شامل حال او شود ، هر چند مستحق نباشد ؛ چنان چه بودن با كسانى كه مورد غضب و لعنت خداوندىاند ، خوف شمول لعن و ابعاد از رحمت الهيّه است ، اگر بر آن شخص وارد شود .
شيخ صدوق در كمال الدين « 1 » فرموده : مروى است در اخبار صحيحه از ائمّهء عليهم السّلام ما :
« هر كس ببيند رسول خدا يا يكى از ائمّه را - صلوات اللّه عليهم - كه داخل شده در شهرى يا قريهاى در خواب خود ، پس به درستى كه آن امان است براى اهل آن شهر يا قريه از آنچه مىترسيدند و حذر مىكردند و رسيدن است به آنچه آرزو داشتند و اميد رسيدن آن را داشتند . »
شيخ كلينى و شيخ طوسى روايت كردند از محمّد بن مسلم كه گفت : « گذشت به من حضرت باقر يا حضرت صادق عليهما السّلام و من نشسته بودم در نزد قاضى در مدينه . فردا رفتم
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 210 .