تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢

حكايت ششم [ شفاى ميرزا محمّد سعيد نايينى اصفهانى به دست آن سرور ]

بسيار مناسبت و مشابهت دارد با حكايت گذشته و آن چنان است كه خبر داد ما را جناب عالم فاضل صالح ورع تقى ، ميرزا محمّد حسين نايينى اصفهانى ، فرزند ارجمند جناب عالم عامل و مهذّب كامل ، ميرزا عبد الرّحيم نايينى ملقّب به شيخ الاسلام كه مرا برادرى است از پدر و مادر ، نامش ميرزا محمّد سعيد ، كه حال مشغول تحصيل علوم دينيّه است . در سنهء هزار و دويست و هشتاد و پنج تقريبا ، دردى در پايش ظاهر شد و پشت قدم ، ورم كرد تا به نحوى كه آن را معوّج كرد ، پس ، از راه رفتن عاجز شد . ميرزا احمد طبيب ، پسر حاجى ميرزا عبد الوهّاب نايينى را براى او آوردند ، معالجه كرد . كجى پشت پا بر طرف شد و ورم رفت و مادّه متفرّق شد . چند روزى نگذشت ، كه مادّه در بين زانو و ساق ظاهر شد و پس از چند روز ديگر ، مادّهء ديگرى در همان پا ، در ران پيدا شد و مادّه‌اى در ميان كتف ؛ تا آن‌كه هر يك از آنها زخم شد و وجع شديدى داشت ؛ معالجه كردند ، منفجر شد و از آنها چرك مىآمد . قريب يك سال ، يا زياده بر او گذشت بر آن حال ، كه مشغول معالجهء اين قروح بود به انواع معالجات و هيچ يك از آنها ملتئم نشد ، بلكه هر روز بر جراحت افزوده مىشد و در اين مدّت طويله ، قادر نبود بر گذاشتن پا بر زمين و او را از جايى به جايى ، به دوش مىكشيدند . از جهت طول مرض ، مزاجش ضعيف شد و از كثرت خون و چرك كه از آن قروح بيرون رفته بود ، از او جز پوست و استخوان چيزى باقى نمانده بود و كار بر والد سخت شد و به هر نوع معالجه كه اقدام مىنمود ، جز زيادتى جراحت و ضعف حال و قوا و مزاج اثرى