تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 936

مساهمون:

ص٩٣٦
خاطر به او به قدر مراد خداوند - جلّ جلاله - و مراد رسول و آباى او و مراد آن جناب از تو - صلوات اللّه عليهم - . مناسب است كه ختم كنيم اين مقام را به ذكر يكى از توسّلات مأثورهء مجرّبهء شيخ مقدّم ابو عبد اللّه سلمان بن حسن صهرشتى ، تلميذ شيخ طوسى رحمه اللّه در قبص المصباح چنان چه در بحار « 1 » نقل كرده . ذكر نموده كه شنيدم از شيخ ابى عبد اللّه حسين بن حسن بن بابويه - رضى اللّه عنه - در رى سنهء چهارصد و چهل كه روايت مىكرد از عمّ خود ابى جعفر محمّد بن على بن بابويه رحمه اللّه گفت : خبر داد مرا بعضى از مشايخ قميين كه وارد شد بر من اندوه سختى و طاقتم سست و ضعيف شد و سهل نبود در نفسم كه آن را افشا كنم از براى احدى از اهل و اخوان خودم . پس خوابيدم در حالتى كه چنين مغموم بودم . پس ديدم مردى را كه خوش‌رو و با جامهء نيكو و بوى خوش بود كه گمان كردم او را بعضى از مشايخ قميّين كه در نزد ايشان قرائت مىكردم . پس در نفس خود گفتم : تا كى رنج و مشقّت كشم از همّ و غمّ خود و افشا نكنم آن را از براى احدى از اخوان خود و اين شيخى است از مشايخ علما ؛ اين را براى او ذكر مىكنم . پس شايد بيابم در نزد او فرجى . پس او ابتدا كرد به من و فرمود : « مراجعه كن در آنچه به آن گرفتار شدى به سوى خداوند تبارك و تعالى و استعانت بجوى به صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - و او را بگير براى خود مفزع ، زيرا كه او نيكو معينى است و او است عصمت اولياى مؤمنين خود . » آن‌گاه دست راست مرا گرفت و گفت او را زيارت كن و سلام كن بر او و سؤال كن از او كه شفاعت كند براى تو در نزد خداوند - عزّ و جلّ - در حاجت تو . پس گفتم به او : تعليم كن به من كه چگونه بگويم ؟ پس به تحقيق همّى كه در او هستم از خاطر من برد هر زيارتى و دعا را . پس آهى سرد بركشيده گفت : لا حول و لا قوّة الّا باللّه و به دست خود سينهء مرا مسح كرد و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 91 ، ص 31 .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 936 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى