است . اگر عالم پر از نور شود چيزى نبيند و اگر تمام قدّوسيان سخن گويند ، چيزى نشنود و به همهء اين وجوه علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » اشاره فرموده .
[ در تفسير آيهء شريفهء إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً
]
مخفى نماند كه گذشت در باب دوم كه مراد از آب جارى گوارا در آيهء شريفهء
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
« 2 » آن جناب است و چنان چه سبب ظاهرى حيات هر چيز از انسان و حيوان و نبات و جماد و اجسام علويّه و سفليه به نصّ آيهء مباركه و استمساك بعضى از اجزا و بعضى را بقاى تركيب و مزج آنها آب است ، سبب باطنى حيات هر چيز به نحو اعلى و اتم و اكمل و اشرف وجود امام است عليه السّلام .
آفتاب ، بىآب نتواند تربيت كند چيزى را ، پس محتاج باشد به آن و آن وجود معظّم در تربيت و تكميل و افاضهء خير محتاج به غيرى نباشد با عقول و نفوس و ارواح آن كند كه اين دو با جسمانيّات كنند .
بالجمله نجات و مفزع و ملاذ و كهفى براى بندگان نيست ، جز آن شخص معظّم - صلوات اللّه عليه - و آباى گراماش ، چنان چه خود در زيارت وجود مقدّس كه امر نموده بخوانيم فرموده : فلا نجاة و لا مفزغ الّا انتم
بر هر كس لازم كه خود را به وسيلهاى به آنجا رساند و آن وسيله از همان گريه و زارى و ناله و بىقرارى و خواندن اوراد و زيارت و تضرّع و مسألت است ، بلكه عمده ، بيرون آمدن از حالت و صفات و كردارى كه مكروه طبع شريف آن جناب است و دانستن و اطاعت كردن محبوبات و مرضى او كه نيست ، مگر آنچه مكروه و مرضى خداوند و رسول اكرم او است و بيشتر آنها در كتاب و سنت مشروح و مبيّن ، بلكه جملهاى در مقام وضوح به حدّ ضرورت رسيده و پس از آن برداشتن همّى از آن جناب ، چه عمدهء غرض از بعثت آن جناب ، چون ساير حجج عليهم السّلام تكميل دين و آموختن شرايع و برگرداندن سركشان
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، ص 90 ، باب 20 .
( 2 ) . سوره ملك : آيه 30 .