تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
پس گفتم به او : آيا عرض نمىكنى اين نسخه را بر آن كسانى كه ديده باشند توقيعات غايب عليه السّلام را ؟ پس گفت : به من ده ؛ زيرا كه من مىشناسم آن را . پس نسخه را به او نشان دادم و گمان كردم كه آن زن مىتواند « 1 » بخواند . پس گفت كه مرا ممكن نيست كه بخوانم در اينجا . پس به غرفه بالا رفت . آن‌گاه فرود آورد آن را و گفت : صحيح است . در آن توقيع بود كه بشارت مىدهم شما را به بشارتى كه بشارت ندادم به آن او و غير او را . آن‌گاه گفت : مىگويد به تو و هرگاه صلوات مىفرستى بر پيغمبر خود ، چگونه صلوات مىفرستى بر او ؟ گفتم : مىگويم « اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و بارك على محمّد و آل محمّد كافضل ما صليت و باركت و ترحمت على ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد . » پس گفت : نه ، هرگاه صلوات مىفرستى ، پس صلوات بفرست بر هر يك از ايشان و نام هر يك را ببر . پس گفتم : بلى . پس چون روز ديگر شد فرود آمد و با او دفتر كوچكى بود . پس گفت : مىگويد به تو هرگاه صلوات مىفرستى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس صلوات بفرست بر او و بر اوصياى او بر اين نسخه . پس آن را گرفتم و عمل مىكردم بر آن و مىديدم ، چند شب كه از غرفه به زير مىآيد و روشنايى چراغ هست . پس من در را باز مىكردم و بر اثر روشنايى مىرفتم و روشنايى را مىديدم و كسى را نمىديدم تا آن‌كه داخل مسجد مىشد و مىديدم جماعتى از مردم را از بلاد متفرّقه كه مىآمدند در اين خانه . بعضى از ايشان به آن عجوزه رقعه‌هايى مىدادند كه با او بود و مىديدم كه آن پيرزن نيز
هامش
( 1 ) . اصل : مىداند .