زياد شد عمر من به هر دعوتى صد سال و جميع كسانى كه در اين مزرعهاند اولاد ، اولاد ، اولاد ، اولاد منند و خداى تعالى ابواب خير را بر من و بر ايشان مفتوح فرمود به بركت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و الحمد للّه .
صفدى ، بعد از ذكر اين حكايت گفته : گويا مىبينم بعضى را كه واقف مىشوند بر حديث اين معمّر ؛
داخل مىشود در ايشان شكى در طول عمر او تا اين حد و تردّد مىكنند در صدق او . آنگاه سبب شكّ او را ذكر كرد از تجربه و كلام طبيعيّين كه بعد از اين بيايد . آنگاه رد كرد آن را به كلام ابو معشر و ابو ريحان و غير ايشان از منجّمين كه ذكر خواهيم نمود .
و گفته كه بقاى رتن كه اين عمر از او حكايت شده ، معجزهاى است براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به تحقيق كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعا كرد از براى جماعتى از اصحاب خود به كثرت ولد و طول عمر تا آنكه گفته :
پس تازگى ندارد كه دعا كند براى او شش مرتبه كه زندگى كند ششصد سال با امكان اين امر .
غاية ما فى الباب آنكه ما نديديم احدى را كه رسيده باشد به اين حد و عدم دليل دلالت نمىكند بر عدم مدلول .
محمّد بن عبد الرحمن بن على زمرّدى حنفى گفته : خبر داد مرا قاضى معين الدين عبد المحسن بن القاضى جلال الدين عبد اللّه بن هشام ، حديث سابق را به نحو سماع بر او گفت : خبر داد مرا به اين ، قاضى القضاة مذكور ، به سند مذكور در پانزدهم جمادى الآخره سنهء هفتصد و سى و هفت . آنگاه نقل كرده از ذهبى كه او تكذيب كرده اين دعوى را و مستندى ذكر ننموده .
از اول مجلّد كشكول شيخ رضى الدين على لالا غزنوى نقل كرده كه شيخ مذكور در سنهء ششصد و چهل و دو وفات كرده و از آخر ثلث اخير نفحات نقل كرده كه اين شيخ ، يعنى على غزنوى به هند مسافرت كرد و مصاحبت نمود ابو الرضا رتن را و رتن به او شانهاى داد كه اعتقاد داشت كه آن شانهء رسول خدا است و شرحى براى شانه ذكر نمود كه مناسب مقام
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 821
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٨٢١