پس شيخ گفت : و اللّه ! اى برادرزادگان من ! خداوند شما را تحيّت كند ! به درستى كه دنيا مرا شاغل شده ، از آنچه از من طالبيد آن را .
پس اگر فايده مىخواهيد ، طلب كنيد آن را از پدرم و اين خانهء اوست و اشاره نمود به خيمهء بزرگى در مقابل خود .
پس گفتيم : نظر كردن به سوى پدر مثل اين شيخ پير ، فايدهاى است كه بايد تعجيل نمود در تحصيل آن . پس قصد آن خانه كرديم .
پس ديديم در جانبى از آن ، شيخى را كه به پهلو افتاده و حول او از خدمتكاران بيشتر از آن است كه در اول مشاهده نموديم و ديديم بر او از آثار سن ، چيزى را كه جايز بود كه پدر آن شيخ باشد .
پس نزديك او رفتيم و سلام كرديم بر او . پس نيكو ردّ سلام كرد و در جواب اكرام نمود .
پس گفتيم به او ، آنچه را كه به پسرش گفته بوديم و آنچه در جواب ما گفته بود و اين كه دلالت كرد به سوى تو . پس حركت كرديم به قصد تو .
پس گفت : اى برادرزادگان من ! حيّاكم اللّه ! آنچه پسرم را شاغل شد از آنچه شما از او خواستيد ، همان چيزى مشغول كرده مرا از اين رقم مطالب و لكن فايده را بخواهيد در نزد والد من و اين خانهء اوست و اشاره نمود به خيمهاى عالى در مكان مرتفعى از آنجا .
پس ما در ميان خود گفتيم كفايت مىكند ما را از فايده ، مشاهدهء اين شيخ فانى . پس اگر فايدهاى بعد از آن باشد ، آن رنجى باشد كه محسوب نمىنماييم .
پس قصد نموديم آن خيمه را . پس يافتيم حول او غلامان و كنيزان بسيارى . پس چون ما را ديدند ، به سوى ما شتافتند و ابتدا نمودند به سلام بر ما و گفتند چه مىجوييد ؟ حيّاكم اللّه !
گفتيم : مىخواهيم سلام بر سيّد شما را و طلب فايدهاى در نزد او به بركت شماها .
و پس گفتند : همه فوايد در نزد سيّد ماست و داخل شد از ايشان ، كسى كه اذن بگيرد و بيرون آمد با اذن براى ما .
داخل شديم . ديديم سريرى در صدر خيمه كه بر آن بالشها است از دو طرف آن و بر
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 814
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٨١٤