تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
گفتيم : جسّاسه چيست ؟ گفت : برويد به نزد اين مرد در دير ، كه او بسيار مشتاق است به خبر دادن شما . پس به شتاب نزد تو آمديم و از او ترسيديم و ايمن نيستيم كه او شيطانى باشد . پس گفت : خبر دهيد مرا از نخل بيان كه ثمر مىدهد . گفتيم : از چه امر او خبر مىگيرى ؟ گفت : سؤال مىكنم شما را از نخل او كه آيا ثمر مىدهد ؟ گفتيم به او : آرى . گفت : آگاه باشيد ! كه نزديك است كه او ثمر ندهد . گفت : خبر دهيد مرا از درياچهء طبريّه . گفتيم : از چه امر آن مىپرسى ؟ گفت : آيا در آن ، آب هست ؟ گفتيم : آبش بسيار است . گفت : آگاه باشيد كه زود است كه آب آن برود . گفت : خبر دهيد مرا از چشمهء زعر . گفتيم : از چه امر او خبر مىگيرى ؟ گفت : آيا در چشمه آب هست ؟ آيا زرع مىكنند اهل او به آب آن چشمه ؟ گفتيم به او : آرى ، آب آن چشمه بسيار است و اهلش از آب آن زرع مىكنند . گفت : خبر دهيد مرا از نبىّ امّيّين كه چه كرده ؟ گفتند : او مهاجرت كرده از مكّه و فرود آمده در يثرب . گفت : آيا عرب با او مقاتله كردند ؟ گفتيم : آرى . گفت : چگونه رفتار كرد با ايشان ؟ پس خبر داديم او را كه آن جناب غالب شد بر عرب‌هايى كه نزديك او بودند . پس او را اطاعت كردند .