تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢

حكايت هفتاد و دوم [ ملّا زين العابدين سلماسى ]

خبر داد مرا عالم عامل و مهذّب كامل ، عدل ثقه ، ميرزا اسماعيل سلماسى كه از اهل علم و كمال و تقوا و صلاح و سال‌ها است در روضهء مقدّسهء كاظمين ، امام جماعت و مقبول خواص و عوام و علماى اعلام است . گفت : خبر داد مرا پدرم ، عالم عليم ، صاحب كرامات باهره و مقامات ظاهره ، آخوند ملّا زين العابدين سلماسى كه از خواص و صاحب اسرار علّامه طباطبايى بحر العلوم بود و متولّى ساختن قلعهء سامرّه با برادرم ثقهء صالح فاضل ، ميرزا محمّد باقر كه در سن ، اكبر بود از من ؛ چون تحمّل اين حكايت ، پنجاه سال قبل از اين بود ؛ لهذا مردّد شدم و او نيز از جدّ اكرم - طاب ثراه - كه فرمود : از جملهء كرامات باهرهء ائمّهء طاهرين عليهم السّلام در سرّ من رأى در اواخر ماه دوازدهم يا اوايل ماه سيزدهم آن‌كه مردى ، از عجم به زيارت عسكريّين عليهما السّلام مشرّف شد در تابستان كه هوا به غايت گرم بود و قصد زيارت كرد در وقتى كه كليددار در رواق بود ، در وسط روز و درهاى حرم مطهّر ، بسته و مهياى خوابيدن بود در رواق ، در نزديكى شباك « 1 » غربى كه از رواق به صحن باز مىشود . پس چون صداى حركت پاى زوّار را شنيد ، در را باز كرد و خواست براى آن شخص زيارت بخواند . پس آن زاير به او گفت : اين يك اشرفى را بگير و مرا به حال خود واگذار كه با توجّه و حضور ، زيارتى بخوانم . پس كليددار قبول نكرد و گفت : قاعده را به هم نمىزنم . پس اشرفى دوم و سوم به او داد ، باز قبول نكرد و چون كثرت اشرفىها را ديد ، بيشتر
هامش
( 1 ) . شباك : پنجره . ر . ك : دهخدا .