تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦

حكايت چهل و پنجم [ تشرّف نجم اسود خدمت آن جناب ]

در آنجا فرموده كه : شيخ الصالح العالم الخيبر الفاضل شمس الدين محمّد بن قارون مذكور ، ذكر كرده است : مردى در قريهء دقوسا كه يكى از قريه‌هاى كنار نهر فرات بزرگ است ، ساكن بود . نام آن مرد ، نجم و لقبش اسود بود و او از اهل خير و صلاح بود . از براى او زن صالحه‌اى بود كه او را فاطمه مىگفتند و او نيز خيّره و صالحه . از براى ايشان يك پسر و يك دختر بود . اسم پسر على بود و اسم دختر زينب بود و آن مرد و زن هر دو نابينا شدند و مدّتى بر اين حالت ضعيفه باقى ماندند و اين سال هفتصد و دوازده بود . پس در يكى از شب‌ها ، زن ديد كه دستى بر روى او كشيده شد و گوينده‌اى گفت كه : « حق تعالى كورى را از تو زايل گردانيده است و برخيز شوهر خود ابو على را خدمت كن و در خدمت او كوتاهى مكن . » زن گفت : پس من چشم گشودم و خانه را پر از نور ديدم . دانستم كه اين حضرت قائم عليه السّلام است . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 74 - 75 .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 646 | ميرزا حسين النوري الطبرسي / صادق برزگر بفرويى