دريا ، موضعى است به شكل جزيره كه اندلسيان ، آن را جزيرهء رفضه مىگويند . ساكنان آن ساحل ، همگى شيعهء اماميّهاند و ما يحتاج ايشان را از راه جزيرهء اخضر ، كه مقام آن حضرت است در سالى دو بار ، دليل ناحيه ، به كشتىها از راه بحر ابيض كه محيط به آن ناحيهء مقدّسه است ، مىآورد و بر اهل آن جزيره قسمت مىكند و مراجعت مىنمايد .
احوال فضل بن يحيى راوى قصه جزيرهء خضرا
پوشيده نماند كه اسم والد محقّق ، حسن است . او پسر يحيى بن سعيد هذلى حلّى است و در قصّهء مذكوره تحريف شده يا آنكه اسماعيل نام شخص جليلى باشد از اجداد او كه در آنجا او را به اين جدّش نسبت مىدهند . امّا فضل بن يحيى ، راوى اصل حكايت ، پس او از معروفين علماست .
شيخ حرّ در امل الآمل « 1 » مىفرمايد : شيخ مجد الدين ، فضل بن يحيى بن المظفر الطبيبى كاتب ، در واسط ، فاضل و عالم و جليل است ؛ روايت مىكند كتاب كشف الغمّه را از مؤلّفش على بن عيسى اربلى و آن را به خط خود نوشته و با او مقابله كرده و از او شنيده و از على بن عيسى براى او اجازهاى است به سنهء ششصد و نود و يك . و از او سماع كردند ، يعنى آن كتاب را از او شنيدند جماعتى كه ذكر كرديم ايشان را در محلّ خود و ايشان دوازده نفرند .
فاضل ميرزا عبد اللّه اصفهانى در رياض العلما « 2 » مىفرمايد : من نسخه كهنهاى از كشف الغمّه ديدم كه فضل مذكور مقابله كرده با شيخ مذكور در سنهء ششصد و نود و نه در واسط ، صورت خط مأمون را در ولايت عهد خود از براى حضرت رضا عليه السّلام و آنچه حضرت در پشت آن نوشته بود با خط خود مأمون و خط حضرت عليه السّلام .
مخفى نماند كه كلام در اين حكايت و شبههء استبعاد چنين بلاد عظيمه در سطح زمين و عدم اطّلاع احدى بر آن ، با اين همه تردّد و سير ، گذشت در ذيل حكايت دوم كه بودن آنها و
هامش
( 1 ) . امل الآمل ، ج 2 ، ص 217 - 218 .
( 2 ) . رياض العلماء و حياض الفضلاء ، ج 4 ، ص 375 - 376 .