صاحب شرايع ، مىفرمايد : رئيس العلما ، حكيم الفقهاء ، شمس الفضلاء ، بدر العرفاء ، المنوه باسمه و علمه فى قصّة جزيرة الخضراء . الخ .
در كشف القناع ، در ضمن شواهد بر امكان رؤيت در غيبت كبرى و تلقّى حكمى از آن جناب ، مىفرمايد : از آن جمله است ، قصّهء جزيرهء خضرا معروفه كه مذكور است در بحار و تفسير الائمّه عليهم السّلام و غير آن .
شهيد ثالث ، قاضى نور اللّه رحمه اللّه در كتاب مجالس المؤمنين فرموده : مخالف و مؤالف ، بنا بر روايات صحيحهء صريحه متّفقاند بر آنكه در زمان ظهور ، تمام دفاين و گنجها كه از نظر مستور و در تحت زمينها مدفون است ، بر روى زمين مىآيد و بر صاحب الامر عليه السّلام ظاهر خواهد شد .
ظلمه و جبابرهء روى زمين ، مقهور او خواهند گرديد و ملك عالم به قبضهء اقتدار و حوزهء اختيار آن حضرت در خواهد آمد و جهان به نور عدل و داد آن حضرت ، منوّر خواهد شد و جميع اين امور به تمكين و قدرتى است كه حضرت ربّ العزّة آن قدرت به آن حضرت ارزانى فرموده كه به آن تواند جايى چند ، به تصرّف خود درآورد كه احدى را بىاشارهء عليّهء آن حضرت به آن راه نباشد .
محال « 1 » مناسب حال در آنجا به جهت خود و ملازمان خاصّ و محرمان سراپردهء اختصاص ، ترتيب فرمايد و به لوازم مراسم هر امرى چنان كه مقتضاى مصلحت دينى و صواب ديد يقينى آن حضرت باشد ، در آنجا قيام و اقدام نمايد ؛ چنان كه از قصّهء مشهور بحر ابيض و جزيرهء اخضر مستفاد مىشود . انتهى .
از اين كلام شريف ، معلوم مىشود كه اين قصّه در آن طبقه ، معروف و مشهور بوده و محتمل است كه به سند ديگر نيز به دست ايشان آمده باشد و در تاريخ جهان آرا كه از تواريخ معتبره است و در رياض العلما و غيره ، از آن نقل مىكنند ، مذكور است : جزيرهء اخضر و بحر ابيض جزيرهاى است در سرزمين ولايت بربر ، ميان درياى اندلس كه آن حضرت و اولاد و اصحاب او در آنجا مىباشند و معمور و آبادان است و در ساحل آن
هامش
( 1 ) . محال : محلها ، جمع محل .