آل محمّد كردند .
و علامت سوم آن است كه بدنى در پيش چشمهء آفتاب ظاهر مىشود و مىگويد :
خداوند عالم حضرت صاحب الامر ، م ح م د بن الحسن مهدى را فرستاده است و اوست مهدى . پس سخن او را بشنويد و امر او را اطاعت كنيد .
گفتم : اى سيّد من ! مشايخ ما حديثى از حضرت صاحب الامر عليه السّلام روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود : هر كه در غيبت كبرى گويد كه من آن حضرت را ديدم ، به تحقيق كه دروغ گفته است . پس با اين چگونه در ميان شما كسى است كه مىگويد كه من آن حضرت را ديدم .
گفت : راست مىگويى . آن حضرت اين سخن را فرمود در آن زمان به سبب بسيارى دشمنان از اهل بيت و خويشان خود و غير ايشان از فراعنهء زمان از خلفاى بنى عباس ؛ حتّى آنكه شيعيان در آن زمان يكديگر را منع مىكردند از ذكر كردن احوال او و اكنون زمان ، طولانى گرديده است و دشمنان از او مأيوس گرديدند و بلاد ما از آن ظالمان و ظلم ايشان دور است و به بركت آن حضرت ، دشمنان نمىتوانند كه به ما برسند .
- از سخن سيّد شمس الدين چنين مفهوم مىشود كه بعضى از اهل آن ولايت در غيبت كبرى امام عليه السّلام را گاهى مىبينند . - « 1 »
گفتم : اى سيّد من ! علماى شيعه حديثى از امام عليه السّلام روايت كردهاند كه آن حضرت خمس را بر شيعيان خود مباح فرموده ، آيا شما در اين باب روايتى از او ذكر كردهايد ؟
فرمود : بلى ، آن حضرت رخصت داده است و خمس را مباح كرده است از براى شيعيان خود از فرزند على عليه السّلام و فرمود كه بر ايشان حلال است .
عرض كردم : آيا شيعيان از آن ، كنيز و غلام بخرند از سنّى عامّه ؟
گفت : از سنّى عامّه و غير عامّه . زيرا كه آن حضرت عليه السّلام فرمود : با ايشان معامله كنيد با آن چيزى كه ايشان معامله مىكنند و اين دو مسأله ، زياده بر آن نود مسأله است .
سيّد - سلّمه اللّه - فرمود : حضرت قائم عليه السّلام از مكّه بيرون مىآيد ، در ما بين ركن و مقام
هامش
( 1 ) . اين جمله از بحار است .