از زيارت برمىگردد و گاه شود كه در سال يكدفعه يا دو دفعه در عبور ملاقات مىشود و علاوه بنايش بر كتمان است ، مگر براى بعضى از خواص از كسانى كه ايمن است از نشر و اذاعهء آن ، از خوف استهزاى مخالفين مجاورين كه منكرند ولايت مهدى عليه السّلام و غيبت او را و خوف نسبت دادن عوام او را به فخر و تنزيه نفس . »
گفتم : تا مراجعت حقير از نجف ، مستدعيم كه به هر قسم است او را ديده و قصّه را پرسيده كه حاجت ، بزرگ و وقت تنگ است .
سپس از ايشان مفارقت كردم و به قدر دو يا سه ساعت بعد ، جناب ايشان برگشتند و فرمودند : « از اعجب قضايا آنكه چون به منزل خود رفتم ، بدون فاصله ، كسى آمد كه جنازهاى از بغداد آوردند و در صحن گذاشتند و منتظرند كه بر آن نماز كنيد . چون رفتم و نماز كردم ، حاجى مزبور را در مشيّعين ديدم . پس او را به گوشهاى بردم و بعد از امتناع به هر قسم بود ، قضيّه را شنيدم . پس بر اين نعمت سنيّه ، خداى را شكر كردم . پس تمام قضيّه را نوشتند و در جنّة المأوى ثبت كردم .
پس از مدتى با جمعى از علماى كرام و سادات عظام به زيارت كاظمين عليهما السّلام مشرّف شديم و از آنجا به بغداد رفتيم به جهت زيارت نوّاب اربعه - رضوان اللّه عليهم - .
پس از اداى زيارت ، خدمت جناب عالم عامل و سيّد فاضل ، آقا سيّد حسين كاظمينى ، برادر جناب آقا سيّد محمّد مذكور كه ساكن است در بغداد و مدار امور شرعيّهء شيعيان بغداد - ايدهم اللّه - با ايشان است ، مشرّف و مستدعى شديم كه حاجى على مذكور را احضار نمايد .
پس از حضور ، مستدعى شديم كه در مجلس قضيّه را نقل كند ، ابا نمود . پس از اصرار ، راضى شد در غير آن مجلس ، به جهت حضور جماعتى از اهل بغداد . پس به خلوتى رفتيم و نقل كرد و فى الجمله اختلافى در دو سه موضوع داشت كه خود معتذر شد كه به سبب طول مدّت است و از سيماى او آثار صدق و صلاح به نحوى لايح و هويدا بود كه تمام حاضرين با تمام مداقه كه در امور دينيّه و دنيويّه دارند ، قطع به صدق واقعه پيدا كردند .
حاجى مذكور - ايّده اللّه - نقل كرد : « در ذمّهء من هشتاد تومان مال امام عليه السّلام جمع شد .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٥٧٤