ثانيا : در باب هشتم ، ان شاء اللّه تعالى ، ثابت خواهيم نمود كه دادرسى درماندگان و فريادرسى بيچارگان ، يكى از مناصب الهيّهء آن جناب است كه مظلوم مستغيث را اغاثه كند و ملهوف مضطرّ را اعانت فرمايد .
ثالثا : بر فرض كه آن مغيث ، شخص آن جناب نباشد ، ناچار بايد يكى از خواص و مواليان مخصوصهء آن جناب باشد ؛ پس مضطرّ اگر خود آن حضرت را نديده ، كسى را ديده كه به خدمت آن جناب رسيده و از براى اثبات مطلوب كافى است .
رابعا : بر فرض تسليم آنكه از آنها نيز نباشد ، دلالت كند بر حقيّت مذهب اماميه ؛ چه آن شخص كه لا بد از مسلمين است ، اگر امامى نباشد ، اماميّه را كافر و قتل ايشان را فورا واجب داند و جزيه نيز از ايشان ، مانند اهل كتاب نگيرد . پس چگونه در مهالك ، چنين شخصى را به نحو خارق عادت نجات دهد ؟ و تمام كلام در آن باب موعود ان شاء اللّه تعالى .
حال شروع كنيم در مقصود بعون اللّه الملك الودود .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٤٥٣