اين اشخاص جماعتى هستند كه آن حضرت عليه السّلام را مشاهده نمودند و يا بر معجزهء آن جناب واقف شدند و بعضى به هر دو فيض رسيدند . شايد بيشتر ايشان از صنف دوم باشند و قضايا و حكايات ايشان به حمد اللّه در كتب اصحاب به اسانيد مختلفه ، موجود و شايع است .
چنان كه بر هيچ منصفى كه مطّلع از حال صاحبان آن كتب باشد و مقام تقوا و فضل و وثاقت و احتياط ايشان را به دست آورده باشد - بلكه جملهاى از ايشان معروفند به صدق و ديانت و علم در نزد اهل سنّت - شكّى نكند در حصول تواتر معنوى و صدور معجزه از آن جناب و عدم جواز احتمال كذب جميع آن وقايع ؛ هر چند در هر يك از آنها اين احتمال برود . چنان چه به همين نحو ثابت شده صدور معجزه از هر يك از آباى طاهرين آن جناب ، بلكه آنچه در اين باب ذكر خواهيم نمود از معجزات آن حضرت ، كافى و شافى است و بسيارى از آنها به حسب سند اتقن و اصحّ و اعلى است و با تأمّل صادقانه در آنها حاجتى نيفتد به مراجعه به معجزات سابقه و كتب قديمه .
لكن رساندن حكايات و معجزات مذكوره در اين مقام را به حدّ قطع و يقين و نماندن خاطر موسوسى در قلب به نحوى كه وجود مبارك آن حضرت در ميان خلق وجدانى شود ، محتاج به فى الجمله تفحّصى است از حالات ارباب كتبى كه از آن كتب ، جملهاى از آن قصص را برداشتيم و حالات آنان كه خود از ايشان به واسطه يا بلاواسطه ، جملهاى از آنها را نقل نموديم كه غالبا از علماى ابرار و صلحاى اخيارند و اقلّ آنچه در ايشان رعايت نموديم ، صدق و ديانت است كه نقل نكنيم در اينجا هر چه از هر كه شنيديم .
بلكه بعون اللّه تعالى ، از جهت صدق و وثاقت در نقل ، همه شريكند و بسيارى از آنها صاحبان مقامات عاليه و كرامات باهرهاند و چون خود آن اشخاص يا آنان كه ملاقات نمودند آنها را در حيات و استعلام و استخبار از حالات ايشان ميسور ، اگر العياذ باللّه كسى را در سويداى خاطر ، ريبه و شكّى باشد ، به واسطهء مجالست بىدردان بىخبران از دين و مذهب ، حسب تكليف بر او لازم است كه در مقام تفحّص و تجسّس درآمده كه به عون خداوندى ، به اندك حركتى بر او واضح و روشن شود وجود آن ذات مقدّس مانند آفتاب در زير سحاب و داند و بيند كه بر حال او و ساير رعايا دانا و آگاه و درماندگان را آنجا كه
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٤٥١