مصلحت داند ، فرياد رسد و از مهالك و مزالق نجات دهد .
هر چه خواهد همه در زير دست مبارك و قدرت الهيّهء او است و در خزينهء امرش مهيّاست و آنچه نمىرسد از بىقابليتى و مجانبت و اعراض ماست كه از خوان نعم گوناگون الهيّه كه از براى بندگانش گسترده ، دست كشيدهايم و چون سگان گرسنه ، دريوزه كنان براى لقمه نانى در خانهء دشمنان دويده .
البتّه آنكه راضى شده به مبادلهء آن مائده سماويه به هر خسيس و دون ، داخل شود در زمرهء
فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ .
« 1 »
[ اقسام حكايات تشرّف ]
مخفى نماند اين حكاياتى كه ذكر مىشود بر دو رقم است :
اول آنكه : در حكايت ، قرينهء سابقه يا مقارنه يا لاحقه موجود است بر اينكه صاحب آن حكايت ، امام عصر صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - است كه اصل غرض از ذكر آن حكايت است .
دوم آنكه : در اصل حكايت ، قرينه بر آن مطلب نيست ؛ بلكه متضمّن است كه درمانده يا وامانده در بيابانى مثلا مضطرّ و ناچار شده ، استغاثه كرد يا نكرد ، كه كسى او را به نحو خارق عادت نجات داد ؛ مثل حكايت هشتم و سى و ششم و چهل و هفتم و پنجاه و هشتم و شصت و ششم و شصت و هفتم و هفتادم و هفتاد و ششم و نود و چهارم و دو سه حكايت ديگر كه قريب است به اين حكايات . بسا هست توهّم رود در اينها كه شايد آن شخص يكى از ابدال و اوليا باشد ، نه امام زمان عليه السّلام و صدور كرامات و خوارق عادات از غير حجج ، جايز و پيوسته هر طايفه براى علماى صلحا و اتقيا و زهّاد خود نقل مىكنند ، پس ذكر آنها در خلال اين باب نامناسب است .
لكن ما اولا : متابعت نموديم بزرگان اصحاب خود را كه امثال آن قضايا را در باب كسانى كه در غيبت كبرا شرفياب شدند ، نقل فرمودند .
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 54 .