و والد ماجد اين بزرگوار ، آخوند ملّا محمّد تقى بن مقصود على ، معروف به مجلسى اول است . و نيز داراى كمالات علميه و عمليه و رياضات شاقّه و مظهر كرامات بوده ، و از كتاب شرح فقيه او نقل شده كه او گفته : چون حضرت آفريدگار مرا توفيق زيارت حيدر كرار عليه السّلام داد ، به بركت آن بزرگوار مكاشفات بسيار بر من روى داد كه عقول ضعيفه آن را تحمل نتواند كرد ، بلكه اگر خواهم مىگويم كه در ميان نوم و يقظه بودم كه خود را در سرّ من رأى ديدم ، و ديدم كه بر قبر عسكريين عليهما السّلام لباس سبزى بهشتى انداختهاند ، و مولاى من صاحب الامر عليه السّلام بر قبر تكيه كرده [ است ] . پس من مانند مدّاحان شروع به زيارت جامعه كردم . چون تمام شد آن حضرت فرمود : خوب زيارتى است بيا بنشين . عرض كردم خلاف ادب است ، فرمود : نه پياده آمدهاى . پس نشستم ، چون به خود آمدم ، بهزودى اسباب زيارت آماده شد و پيادهپا مشرف به زيارت آن مشهد شدم .
هذا آخر ما اردنا ذكره . تمام شد كتاب به دست مؤلف آن در عصر جمعه ، يازدهم شهر شعبان المعظم من شهور سنه هزار و سيصد و يك ؛ و الحمد للّه اولا و آخرا كما هو أهله و صلّى اللّه على محمّد و آله » .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 848
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٨٤٨