وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ
« 1 » و خدا فرمود :
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
« 2 » ؛ يعنى :
فرمود : گفت در وقت غرق شدن : ايمان آوردم به آن كسىكه بنى اسراييل به او ايمان آورند و من از جمله مسلمانانم . خدا فرمود : آيا الان ايمان آورى و حال آنكه پيش از اين معصيت كردى و از مفسدان بودى ؟ پس اسلام و توبهء تو را قبول نمىكنيم .
و اين دو وجه را در جواب اين شبهه از شيخ مفيد قدّس سرّه نقل كردهاند « 3 » و اين جواب دوّم ، اقرب به صواب باشد و حقير ملتفت به آن شدم قبل از اطّلاع بر كلام مفيد ؛ و مؤيّد ، اين آيهء شريفهء است :
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً
« 4 » ؛ يعنى : روزىكه بعض آيات پروردگار تو بيايد ، فايدهاى نكند نفسى را ايمان آن ، كه قبل از آن ايمان نياورده باشد . بلكه بعضى اين آيه را به رجعت تأويل كردهاند و شيخ مذكور فرمود : مضمون آن در وقت ظهور ظاهر شود و چون قائم عليه السّلام ظهور كند ، توبهء مخالفين را قبول نكند و شايد مراد از مخالفين كسانى باشد كه رجعت كردهاند از براى انتقام ، نه آنان كه اهل آن عصرند و نمردهاند ؛ زيرا كه قبول توبهء آنها اظهر است .
جواب سوم : آنكه ابديت خلود و عذاب ايشان اگر قطعى باشد - چنانكه شيعه گويند - اين منفك از عدم توبه - چنانكه در جواب اوّل گفته شد - با عدم قبول توبه - چنانكه در جواب دوم گفتيم - نشود ؛ زيرا كه اجتماع قطع به شىء و عدم قطع به آن نشايد و اگر قطعى نباشد - چنانكه مخالفين گويند در باب ايشان و شيعه گويند در باب وحشى ، قاتل حمزه و حرّ بن يزيد رياحى از اصحاب امام حسين عليه السّلام كه توبهء ايشان قبول شد با آنكه كردند آنچه كردند - پس منافات با قول به رجعت ندارد . پس بههرحال شبهه مندفع گردد و انكار امور قطعيه به اين هذيانات نبايد و نشايد . ثبتنا اللّه بالقول الثابت في الحياة الدنيا و في الآخرة ان شاء اللّه .
و امّا خاتمه ، پس از آن در بيان نوادرى از وقايع و حكايات و معجزات و كرامات و مناماتى باشد كه مؤلف را بر آنها اطّلاع حاصل شده . مشتمله بر كشف عالم مثال و بعض منامات موقظه و حكايات منبهه و معجزات قاهره و كرامات باهره و در آن پنج فصل است .
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 91 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 132 و 133 .
( 4 ) . سورهء انعام ، آيهء 158 .