تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
لكن در جمله‌اى از اخبار خواهد آمد كه از جمله آنها روايت " مفضل " است كه : « مدّت ملك آن بزرگوار را غير از خدا كسى نمىداند . زيرا كه آن عطائيست كه انقطاع ندارد » « 1 » . و به هر تقدير در روايت " على بن ابى حمزه " از امام صادق عليه السّلام وارد است كه : « قائم عليه السّلام خروج نمىكند مگر در سال طاق ، مثل يكم و سوم و پنجم » « 2 » و در روايت " ابن سنان " ، آن حضرت از پدرش حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكند در تفسير آيهء شريفهء
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً
« 3 » كه : « در آن‌روز نداكننده‌اى از آسمان ندا خواهد كرد كه : حق با على و شيعهء او مىباشد ، و در فرداى آن‌روز شيطان به هوا بلند مىشود به‌حدى كه از نظرها مستور شود . پس ندا كند كه : حق با عثمان و شيعهء او است ؛ زيرا كه به ظلم كشته شد . خونخواهى او را بنماييد . پس مؤمنان به نداى اوّل ثابت مانند و منافقان گويند كه : آن از سحر آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله است و به شك افتند » « 4 » . و در روايت " ابو بصير " آن حضرت فرمود : « حضرت باقر عليه السّلام فرمود : ناچاريم از ديدن لشكر آذربايجان كه هيچكس طاقت مقاومت آن ندارد . چون آن ديديد مانند فرش خانه از خانه خود بيرون نرويد ، و ناچاريم از شنيدن ندا از بيداء . پس وقتى كه حركت كرد ، به سوى وى برويد ؛ هرچند كه به سر و سينه و زانوها باشد مانند اطفال . به‌خدا قسم ، گويا آن حضرت را مىبينم كه در ميان ركن و مقام ، مردم با احكام تازه كه بر عرب دشوار است با او بيعت مىكنند » « 5 » . در روايت " يونس بن ظبيان " فرمود كه : « چون شب جمعه شود خداوند ملائكه را به آسمان دنيا فرستد . چون صبح طلوع كند براى محمّد و على و حسن و حسين عليهم السّلام منابر نور در نزد بيت المعمور نصب كنند و بر آنها برآيند و ملائكه و پيغمبران و مؤمنان در آنجا جمع شوند و درهاى آسمان گشوده شود . چون ظهر رسد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كند كه : پروردگارا ، امروز روز وعدهء تو است كه در كتاب خود فرموده‌اى كه :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 34 و 35 ، حديث مفضّل . ( 2 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 453 ، ح 460 . ( 3 ) . سورهء شعراء ، آيهء 4 : « اگر ما اراده كنيم ، از آسمان بر آنان آيه‌اى نازل مىكنيم . . . » . ( 4 ) . غيبت نعمانى ، ص 260 و 261 ، باب 14 ، ح 19 . ( 5 ) . همان ، ص 262 ، باب 14 ، ح 24 .