پس چون اين عدد از اهل اخلاص جمع شود امر خود را ظاهر گرداند و چون عدد ده هزار نفر تمام شد ، آنوقت به امر خدا خروج كند و از دشمنان خدا آنقدر بكشد كه خدا راضى شود . عبد العظيم گويد : عرض كردم كه آقاى من ، از كجا مىداند كه خدا راضى شده ؟ فرمود : آنوقت كه راضى شد به دلش رحم اندازد . پس داخل مدينهء منوّره شود و لات و عزّى را از قبر بيرون آورد و بسوزاند » « 1 » .
در روايت " ابان بن تغلب " حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : « بعد از اين به مسجد شما - يعنى مسجد مكه - سيصد و سيزده نفر مرد مىآيند كه اهل مكه مىدانند كه آباء و اجداد ايشان آن سيصد و سيزده نفر را نزائيدهاند - يعنى از اهل مكه نيستند - پس اين جماعت شمشيرها به گردنهاى خود حمايل كنند و در هريك از آن شمشيرها كلمهاى نوشته شده كه از آن كلمه هزار كلمه فهميده شود . در آن حال خداوند بادى برانگيزد كه آن باد در همهء بيابانها ندا كند كه : اين مهدى عليه السّلام در ميان مردم مانند داود عليه السّلام و سليمان عليه السّلام حكم كند » « 2 » .
در روايت " مفضل " فرمود كه : « ايشان - يعنى آن سيصد و سيزده نفر - در وقت شب از رختخواب خود مفقود مىشوند و صبح را در مكّه مىكنند و بعضى از ايشان در روز در روى ابر مىرود كه آن حضرت او را با نامش و نام پدرش و اصل و نسبش مىشناسد . راوى عرض كرد كه : ايمان كداميك از ايندو طايفه بيشتر است ؟ فرمود : ايمان كسانىكه بر روى ابر مىروند » « 3 » .
و به روايت " ابو الجارود " امام باقر عليه السّلام فرمود كه : « قائم عليه السّلام سيصد و نه سال سلطنت مىكند ؛ چنان كه اصحاب كهف اين مقدار را در غار مكث كردند » « 4 » .
مؤلف گويد كه : اختلاف اخبار در مدّت سلطنت آن بزرگوار شايد به جهت اختلاف زمان اصل سلطنت و استقرار آن باشد ، يا اختلاف ماه و سال اين زمان و آن زمان بوده باشد . چنان كه امام صادق عليه السّلام در روايت " خثعمى " به آن اشاره كرده و فرموده كه : « سلطنت مىكند هفت سال كه هفتاد سال از سالهاى شما است » « 5 » .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 377 و 378 ، باب 36 ، ح 2 .
( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 671 ، باب 58 ، ح 19 .
( 3 ) . همان ، ص 672 ، باب 58 ، ح 24 .
( 4 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 474 ، ح 496 .
( 5 ) . همان ، ح 497 .