اشخاصى را كه از حجرات خارج نبودند بيرون مىآورد و به سجده و اقرار به بندگى آن نابكار مىداشت تا آنكه پرسيد : ديگر در اين مدرسه كسى مانده كه اقرار به خدايى ما نكرده ؟ گفتند : نه ، مگر فلان فلانجايى و مرا نام بردند .
اتفاقا منزل من در اتاقى بود كه كردار و گفتار همه را مىديدم و مىشنيدم و به اثر آن آوازها هم بيرون ندويدم . چون سوار اين بشنيد عنان به سوى اتاق حقير گردانيد . لهذا از خوف در را پوشيدم و جملهاى از آلات و اسباب كه در اتاق بود ، در پشت در چيدم تا آنكه آن شخص آمد . سواره در نزد ايوان اتاق ايستاد و آن ملازم با جمعى خود را به گشودن در وا داشتند . حقير چون ديديم كه لابد در را شكسته و داخل مىشوند گفتم : به كنار رويد من خود در را مىگشايم ، و گشودم و بيرون آمدم .
پس آن سوار به من گفت : آيا اقرار به خدايى من نمىنمايى ؟ گفتم : مرا با تو سخن خلوتى است . چون اين بشنيد به دست اشاره به آن جماعتى كه در اطراف او بودند نموده ، دور گرديدند . پس من به نزديك او رفته گفتم كه : من به تو ايمان نياورم اگرچه كشته شوم .
زيرا كه در اخبار از فتنههاى آخر الزمان ، خروج شيطان و دجال باشد و از علامات و قراين حال ، همانا تو دجالى و دانستهايم كه اگر كسى به دست تو كشته شود به نعيم ابدى داخل گردد و اگر به تو ايمان آورد به دست صاحب الامر عليه السّلام كشته شود و به جهنم داخل گردد .
چون اين بشنيد انگشت خود را به دندان گزيد . يعنى اين سخن را كسى نداند و با تابعان از مدرسه برفت و حقير از خواب بيدار شدم .
فرداى آن شب اين واقعه را در مجمع طلاب نقل كردم . شخصى مذكور داشت :
شخص ديگرى از طلاب اين مدرسه در خواب ديده كه اوضاع عاشورا برپا شده و آن شخص ، جناب سيّد الشهداء عليه السّلام را شهيد كرد . نام آن شخص ملازم دجال را بگو تا ببينم با آن شخص قاتل يكى است يا نه . حقير از ذكر نام امتناع نمودم . بالاخره بنا شد بر آنكه من و او ، [ نام آن فرد را به ] شخصى - كه از غايت اشتهار به تقوى ، به " مقدّس " معروف بود - بگوئيم و از تصديق او ، تغاير و اتحاد را معلوم كنيم . بعد از اظهار ، او گفت كه : يك نفر است و حالات آن شخص هم به اين مطالب مساعدت داشت . بعد هم بعض اعمال شنيعه از او ظاهر گرديد . اعاذنا اللّه و اخواننا المؤمنين بمحمّد و آله الطاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 566
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٥٦٦