پس چون حق را ديدى كه مضمحل شد و اهل حق از ميان رفتند . و ديدى كه جور و ستم شهرها را فروگرفت ، و قرآن را ديدى كهنه گردد يعنى كسى به احكام آن عمل نكرد ، و بعض چيزها در آن احداث كردند كه اصلا در آن نيست ، و آن را به هواى نفس تأويل و توجيه كردند ، و دين را ديدى كه منقلب گرديد چنانكه آب منقلب شود . و ديدى كه اهل باطل بر اهل حق بلندى كرده غالب شد . و ديدى كه شرّ آشكار گرديد بهطورى كه از آن نهى نكنند و اصحاب شرور [ را ] معذور داشتند . و ديدى كه فسق ظاهر شد مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كردند ، و مؤمن را ساكت ديدى به نوعى كه سخنش مقبول نگردد .
و ديدى كه فاسق دروغ گويد و افترايش بر او برگردانيده نشود ، و كوچك را ديدى كه بزرگ را حقير مىشمارد و ديدى كه ارحام را قطع كنند . و ديدى كه فخر كنند به اينكه فسق و فجور مدح شوند و بر آن خندند و منعش نكنند ، و بىريش را ديدى كه مىدهد آنچه زنان دهند ، و زنان را ديدى كه با زنان جفت شوند . و ديدى كه مردم مدح و ثنا بسيار كنند ، و مردم را ديدى كه مال در غير طاعت خدا صرف كنند و ديگران آنها را منع نكنند .
و ديدى كه مؤمن را از طاعت و بندگى منع نمايند ، و سعى و تلاش در راه خدا [ را ] ملامت كنند . و ديدى كه همسايه را اذيت كنند و آنها را ملامت نكنند ، و كافر را ديدى كه از مشاهدهء فساد در روى زمين شاد شود . و ديدى كه شراب را آشكارا خورند و اهل فجور بر ايشان جمع شوند . و ديدى كسى [ را ] كه امر به معروف كند خوار شود . و ديدى كه فاسق در مبغوضات خدا پسنديده و قوى گشته ، و اصحاب آيات و كرامات و مقامات را حقير كنند ، و دوستان ايشان را خفيف دارند . و ديدى كه راه خير مسدود و راه شرّ مفتوح گردد . و بيت اللّه را ديدى كه از تردد حاجيان معطل مانده و مردم را به ترك زيارت آن امر كنند .
و مردم را ديدى كه چيزى گويند و نكنند ، و مردان را ديدى كه غذاى مقوّى خورند تا آنكه فربه شوند كه با مردان ديگر فجور و قبيح كنند ، و زنان را ديدى كه مقوّى خورند كه با زنان ديگر مساحقه نمايند ، و مرد را ديدى كه گذران و معاش او از پس او باشد ، و زن را ديدى كه سرمايهء معاش او پيش او شده ، و زنان را ديدى كه از براى خود مثل مردان مجالس آرايند . و ديدى كه صفات زنان در مردان ظاهر شد به آنكه خضاب با حنا را ظاهر نمايند و بر موهاى خود شانه زنند چنانكه زنان از براى شوهر خود شانه كند .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 548
مساهمون: محمود بن جعفر عراقى ميثمى
ص٥٤٨