تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
و در روايت " ابن نباته " از امير المؤمنين عليه السّلام مذكور است كه : « پيش از ظهور قائم عليه السّلام فريب‌دهنده‌اى آيد كه در آن سال‌ها راستگو را تكذيب و دروغگو را تصديق نمايند ، و ماحل نزديك شود ، و رويبضهء در امور مداخله كند » « 1 » . مؤلف گويد : ماحل به مكّار تفسير شده ، و رويبضه در حديث " اشراط الساعة " گذشت كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال شد فرمود كه : « مرد خسيس و حقير را گويند » « 2 » . لهذا مجلسى گفته كه : « مصغّر رابضه باشد و مراد مرديست كه از ارتكاب كارهاى بزرگ عاجز باشد و از پيش نبرد » « 3 » . و در حديث ديگر فرمود : « وقتىكه دو نيزه يعنى دو خروج‌كننده در شام مخالفت كنند آن‌وقت آيتى از آيات خدا در آنجا ظاهر شود . گفته شد يا امير المؤمنين ! آن آيت چيست ؟ فرمود : زلزله‌ايست كه در شام واقع شود كه زياده از صد هزار نفر به آن هلاك شوند ، از براى مؤمنان رحمت و از براى كافران عذاب و نقمت باشد . چون اين حادثه واقع گردد صاحبان اسبان سفيد و بيرق‌هاى سياه از سمت مغرب آيند و داخل شام شوند در وقتى كه جوع اكبر و موت احمر واقع شود . پس ، دهى از دهات ايشان كه آن را " حرشا " نامند به زمين فرورود . پس پسر زن جگرخوار كه سفيانى باشد خروج كند از وادى " يابس " تا آنكه بر منبر دمشق غالب شود . پس از وقوع اين امور منتظر خروج مهدى عليه السّلام باشيد » « 4 » . و در روايت محمّد بن مسلم ، حضرت باقر عليه السّلام مىفرمايد كه : « سفيانى مرديست سرخ‌رنگ كبودچشم ، به‌خدا هيچ‌بندگى و اطاعت نكند ، و مكه و مدينه را نمىبيند » « 5 » .

حديث نهم [ از امام صادق عليه السلام در جواب شخصى كه پرسيد بنى عباس تا كى سلطنت كنند ؟ ]

؛ ثقة الاسلام شيخ كلينى رحمه اللّه در كتاب " روضه " بسند خود از حمران روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام كه شخصى بعد از كلامى طويل عرض كرد : « اين جماعت يعنى بنى عباس تا كى سلطنت كنند ؟ گفت : دانستن تو اين را ، به تو نفع ندارد ؛ تا آنكه فرمود : آيا نمىدانى كه هركس منتظر امر ما شود و به اذيت دشمنان صبر كند فردا يعنى قيامت در جريده ما خواهد بود ؟
هامش
( 1 ) . همان ، ص 278 ، باب 14 ، ح 62 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 245 . ( 3 ) . همان ، ص 245 و 246 . ( 4 ) . غيبت نعمانى ، ص 305 و 306 ، باب 18 ، ح 16 . ( 5 ) . همان ، ص 306 ، باب 18 ، ح 18 .