تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
خدا زمين را از ظالمان پاك نكند تا آنكه خونى كه ريختن آن حرام است ريخته شود - و بعد از آن امر بنى اميه و بنى عبّاس را در حديث طولانى ذكر فرمود - . پس فرمود : در وقتىكه قائم خراسان قيام كند و به سرزمين كوفه و ملتان غالب گردد ، و به جزيرهء بنى كاوان - و آن جزيره‌اى است در درياى بصره - بگذرد ، و پادشاهى با داد ، از گيلان برخيزد ، و اهل قريهء ابردان - كه دهى است در نزديكى استرآباد - و اهل ديلم به او اطاعت كنند ، و ظاهر شود از براى پسرم بيرق‌هاى ترك درحالىكه در اطراف عالم متفرق باشند ، و پيش از آن در ميان شرّها و فسادها واقع گشته‌اند . آن‌وقت با اهل بصره محاربه واقع شود ، و امير امراء قيام نمايد . پس آن حضرت حكايتى از آن گفت كه در اين وقت چندين هزار كشته شود ، و صف‌هاى لشكران بسته گردد و برهء بز كشته شود . در آن‌وقت خونخواهى براى خونخواهى برخيزد . پس فرمود : هلاك مىشود كافر بعد از آن قائمى كه خلايق ظهور او را آرزو كنند ، و امامى كه مخفى و پنهان است قيام كند ، و او راست فضل و شرف ، يا حسين ! او از اولاد تو است . پسرى مانند او نيست . در ميان دو ركن مكه با جماعت قليل با دو آلت حرب ظهور كند ، و بر انس و جن غالب شود ، و احدى را از فرومايگان و بدان وانگذارد . خوبى و گوارا باد براى كسانىكه زمان او را دريابند و در ايام خلافت او در خدمتش باشند » « 1 » . مؤلف گويد : مجلسى رحمه اللّه « پادشاه با داد كه از گيلان خيزد » [ را ] حمل بر شاه اسماعيل صفوى كرده ، و برهء نر را كه كشته شود حمل بر شاه عباس كرده ، و خونخواه را حمل بر سلطان صفى پسر شاه عبّاس مقتول نموده ، كه پاره‌اى از اولاد قاتل را كشت و پاره‌اى را چشم كند . و بعضى خون حرام را بر نفس زكيه ، و قائم خراسان را بر هلاكو خان حمل كرده‌اند » « 2 » و هم اينها در وقتى درست شود كه اينها را علامات مقارنه ندانيم و الّا با آخر حديث كه فرمود : « بعد از آن قائمى كه خلايق ظهور او را آرزو كنند قيام كند » موافقت نكند . و دور نيست كه مراد از كافرى كه فرمود : هلاك شود ، سفيانى باشد ، و اللّه العالم . و در روايت جابر از حضرت باقر عليه السّلام وارد است كه آن حضرت فرمود : يا جابر ! به زمين بچسب ، در جاى خود بنشين ، و دست و پا مزن تا آن‌زمانى كه ببينى آن علامات را كه
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 274 - 276 ، باب 14 ، ح 55 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 236 و 237 .