آن حضرت نيز فرمود كه : لابد باشد از وجود آسيابى كه آرد كند . چون آن آسياب در دور قطب خود استوار و در بالاى ساق خود قرار گرفت ، در آنوقت برانگيزاند خداوند بر سر آن آسياب بندهاى را كه از بيراهه آيد و اصل و نسبش پنهان باشد و فتح و نصرت با او است . اصحاب او را موهاى درتو باشد و از اهل سبالند ، و آن ، جايى است ميان مدينه و بصره . لباس و بيرق ايشان سياه باشد . واى بر كسىكه از ايشان جدا شود . ايشان دشمنان را كه به فتنه و محاربه و آشوب افتادهاند بكشند . به خدا سوگند كه گويا مىبينم ايشان را و كارهاى ايشان را و آنچه را كه از اعراب جفاكار به ايشان مىرسد . خداوند ايشان را بر آن گروه مسلط كند ، و ايشان را در وقتى كه به فتنه و آشوب افتادهاند در بلاد خودشان - در كنار آبها و درياها باشد يا در بيابان - بكشند تا آنكه به مكافات كردههاى خود برسند و نيست خداوند ظلمكننده به بندگان » « 1 » .
و در روايت " داود بن سرحان " از حضرت صادق عليه السّلام آن است كه : « پيش از سالى كه در آن صيحه از آسمان واقع شود ، در ماه رجب آيتى حادث شود و آن رويى است كه از قمر طلوع كند و به آن نزديك شود » « 2 » .
و در روايت " عبد اللّه بن سنان " از حضرت صادق عليه السّلام وارد شده كه : « نداى آسمان و خروج سفيانى و قتل نفس زكيه و كفدستى كه از آسمان طلوع كند ، از امور حتميه باشد كه بدا و تغيير در آن نباشد ، و در ماه رمضان اضطرابى واقع شود كه خوابيده را بيدار و دختر را از خلوت خانهاش بيرون آورد » « 3 » .
و در روايت " بزنطى " از حضرت رضا عليه السّلام وارد است كه : « پيش از وقوع اين امر بايد " سفيانى " و " يمانى " و " مروانى " و " شعيب بن صالح " خروج نمايند . پس " محمّد بن ابراهيم " و غير او كه در اين زمان خروج نمودهاند چگونه ادّعا كنند كه ماييم قائم ؟ » « 4 » .
و در روايت " ابن ابى يعفور " از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه : « هلاكت فلانى [ - نام مردى از بنى عباس - ] و خروج سفيانى و قتل نفس زكيّه و لشكرى كه به زمين فروروند و
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 253 - 257 ، باب 14 ، ح 13 .
( 2 ) . همان ، ص 252 ، باب 14 ، ح 10 .
( 3 ) . همان ، ص 252 و 253 ، باب 14 ، ح 11 .
( 4 ) . همان ، ص 253 ، باب 14 ، ح 12 .