صداى آسمانى را [ با دست خود بشمار ، و صداى آسمانى ] را براى ظهور اين امر نشانهاى است . پس فرمود كه : تمام فرج در هلاكت فلانى [ از بنى عباس ] است » « 1 » .
و در روايت " حضرمى " از حضرت باقر عليه السّلام وارد است كه : « بنى عباس بايد سلطنت كنند و چون به سلطنت رسند و اختلاف كنند ، امورشان پراكنده شود . و سفيانى از مغرب و خراسانى از مشرق بر ايشان خروج كند ، و هريك خواهد كه پيش از ديگرى داخل كوفه شود مانند اسب گروبندى . پس هلاكت بنى عباس بدست ايشان باشد و احدى از ايشان را باقى نگذارند » « 2 » .
و در روايت محمّد بن صامت ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : « علامت ظهور اين امر انقراض بنى عباس و خروج سفيانى و قتل نفس زكيه و فرورفتن لشكر به زمين در " بيدا " و رسيدن صوت آسمانى است . پس فرمود : ظهور اين علامات در پى يكديگر باشد مانند جواهر گردنبند » « 3 » .
و در روايت ابى بصير فرمود : « روز قيام در سال طاق باشد مانند يكم و سوم و پنجم از زوال سلطنت بنى اميه ، و انتقال ملك به بنى عباس و سلطنت ايشان تا مدّتى و زوال سلطنت ايشان بعد از وقوع اختلاف آنها . پس بيم و خوف در خلايق واقع شود تا آنكه نداى آسمانى رسد : پس بشتابيد به سوى قائم عليه السّلام . در آنوقت به خدا سوگند ! گويا مىبينم قائم عليه السّلام را در ميان ركن و مقام كه خلايق با او بيعت مىكنند با امر تازه و رياست تازه كه از آسمان به وى رسيده ، و بيرق لشكر او به هر سمت متوجّه شود تا روز وفاتش شكست نخورند و مغلوب نشوند » « 4 » .
حديث هشتم [ أخبار اميرالمومنين على عليه السلام ]
؛ محمّد بن ابراهيم در كتاب غيبت به سند خود از حضرت صادق عليه السّلام و آن حضرت از پدر خود حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه : « امير المؤمنين عليه السّلام از پارهاى امور كه بعد از خودش تا قيام قائم عليه السّلام ، شدنى بود خبر مىداد ، و در آن اثنا امام حسين عليه السّلام عرض كرد : يا امير المؤمنين ! خداوند عالم روى زمين را از ظالمان چهوقت پاك مىكند ؟ فرمود :
هامش
( 1 ) . غيبت نعمانى ، ص 257 و 258 ، باب 14 ، ح 16 .
( 2 ) . همان ، ص 259 ، باب 14 ، ح 18 .
( 3 ) . همان ، ص 262 ، باب 14 ، ح 21 .
( 4 ) . همان ، ص 262 و 263 ، باب 14 ، ح 22 .