« استخير اللّه » مىگويد . بعد از آن يكى از آنها را بيرون مىآورد و به آن عمل مىنمايد . آيا اين جايز است و مانند استخاره است يا نه ؟ جواب : آنچه سنّت عالم عليه السّلام در اين مىباشد ، آن استخاره به رقاع و نماز است » « 1 » .
مؤلف گويد كه : مراد از اين ، استخارهء ذات الرقاع مىباشد كه از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده و طريقه آن معروف و مشهور است و آن اين است كه آن حضرت به " هارون بن خارجه " مىفرمايد : « هرگاه ارادهء كارى نمايى ، شش رقعه بگير و بنويس در سه رقعهء آنها « بسم اللّه الرحمن الرحيم . خيرة من اللّه العزيز الحكيم لفلان بن فلانة افعل » و در سه رقعهء ديگر بنويس مثل اين را و به جاى « افعل » ، « لا تفعل » بنويس و در همهء رقعهها به جاى فلان ، نام خود را و به جاى فلانه ، نام مادر خود را بنويس . بعد از آن رقعهها را در زير جا نماز خود گذار . بعد از آن دو ركعت نماز بكن و بعد از نماز سجده كن و در سجده صد مرتبه بگو :
« استخير اللّه برحمته خيرة في عافية » بعد از آن بنشين و بگو : « اللّهم خر لي و اختر لي في جميع اموري في يسر منك و عافية » . بعد از آن دست برده ، رقعهها را برهم زن و يكيك بيرون آور ، اگر سه « افعل » متوالى بيرون آمد ، عمل كن و اگر سه « لا تفعل » متوالى بيرون آمد ، ترك كن و اگر مختلف بيرون آمد ، دو رقعهء ديگر دفعهدفعه بيرون آور و عمل به آنكه بيشتر باشد بكن » « 2 » ، و اين اكمل اقسام استخارات است .
و استخاره به گلولهء گل و به قرآن و تسبيح ، به طرق مختلفه وارد شده و عمده به گمان حقير ، آن است كه امر خود را با خداى خود مشورت كند و از او نمودن خير خواهد و آن چيز را كه علامت خير نزد خود قرار داده اگر بيرون آمد ، عمل كند ؛ زيرا كه مستفاد از اخبار آن است كه استخاره از باب مشورت مىباشد و اختصاص به وجه خاص ندارد ، اگرچه طرق مأثوره احوط و اكمل است .
و درهرحال ، استخاره در فعل حرام و ترك واجب جايز نيست و اثر ندارد و هكذا در فعل مكروه و ترك مستحب ، مگر آنكه امر ، داير ميان دو مستحب شود كه جمع ميان آنها نشود . بلكه مورد استخاره امر مباحى باشد كه انسان در تعيين نيكى و بدى آن راهى نداشته باشد و متردد و متحيّر ماند و اللّه العالم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 168 .
( 2 ) . كافى ، ج 3 ، ص 470 و 471 ، باب الاستخاره ، ح 3 .