تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
عرض كردم : پس خبر ده مرا اى مولاى من ، به معنى طلاقى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آن‌را به امير المؤمنين عليه السّلام واگذار نمود ؟ فرمود : خداى عزّ و جلّ شأن زن‌هاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را بزرگ گردانيد به آنكه آنها را سرافراز به شرف مادرى مؤمنين فرمود . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : يا ابا الحسن ! اين شرافت باقى باشد مادام كه بر طاعت خدا باقى مانند و هريك كه بعد از من [ به ] سبب خروج بر تو عاصى بر خدا باشد ، او را از ميان زنان من رها كن به آن‌كه از شرافت مادرى مؤمنين ساقط نما . مؤلف گويد كه : گويا مراد آن باشد كه طلاق اينجا به معنى رها كردن از قيد مادرى است نه از قيد زوجيّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و الّا نكاح او جايز بود بعد از طلاق و اين خلاف اجماع مسلمين باشد . سعد گويد : عرض كردم خبر ده مرا از فاحشهء مبيّنه كه هرگاه زن مطلّقه در ايّام عدّه مرتكب آن شود ، جايز باشد از براى زوج كه او را از خانه خود بيرون كند ؟ فرمود : مراد از آن در آيهء شريفه ، مساحقه باشد نه زنا ؛ زيرا كه اگر زنا دهد و اقامهء حد بر او نمايند ، مانع از شوهر كردن او نشود ، و اگر مساحقه نمايد ، او را سنگسار كنند و سنگسار رسوائى باشد و هركس را كه خدا رسوا نمود او را از خود دور كرده و نرسد ديگرى را كه به او نزديكى كند . گفتم : يابن رسول اللّه ! مرا خبر ده از قول خدا كه به موسى عليه السّلام فرمود :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
« 1 » . زيرا فقهاى دو طايفه گمان دارند كه آن نعلين از پوست حيوان مرده بوده كه خدا امر به كندن آن فرموده . فرمود : كسىكه اين را گفته افترا بر موسى عليه السّلام بسته و او را در نبوّت خود جاهل شمرده ؛ زيرا كه از دو امر خالى نيست يا آن‌كه نماز موسى عليه السّلام در آن جايز بوده يا نه ؟ پس اگر جايز بوده ، پوشيدن آن هم در بقعهء مباركه جايز باشد ؛ زيرا كه آن بقعه را خدا مباركه فرموده مقدّسه و مطهّره نفرموده ، و اگر هم مقدّسه و مطهّره باشد ، از نماز مقدّس‌تر و مطهرتر نباشد . و اگر نماز موسى عليه السّلام در آن جايز نبوده پس لازم آيد كه موسى عليه السّلام حلال را از
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه 12 .