تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
أصل واختلفوا في استعمال اللّفظ في المعنى الحقيقي والمجازي كاختلافهم في استعمال المشترك في معاينه فمنعه قوم وجوّزه آخرون ثمّ اختلف المجوّزون فأكثرهم على انّه مجاز وربّما قيل بكونه حقيقة ومجازا بالاعتبارين
شرح
انسان غايت خضوع وانقياد است ودليل ديكر اين آية كريمه است كه انّ اللّه وملائكته يصلّون على النّبى يعنى بتحقيق كه خداى تعالى وفرشتكان أو صلوات مىفرستند بر حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله چه از صلاة كه لفظي است مشترك ميان مغفرت واستغفار درين آيهء كريمة ارادهء هر دو معنى شده زيراكه صلاة خداى تعالى عبارت از مغفرت واز ملائكة عبارت از استغفار است واين دو معنى مغاير يك ديكرند والجواب من وجوه تا أصل وجواب از دليل ايشان از چند جهت مىتوان كفت يكى آنكه قبول نداريم كه مراد از سجود در آيهء كريمه چند معنى باشد بلكه در جميع يك معنى مراد است كه ان عبارت از غايت خضوع است وهمچنين مراد از صلاة در آيهء دويم يك معنى است وان عبارت از اعتناء خداى تعالى وملائكة است باظهار شرف حضرت رسالت‌پناهى صلّى اللّه عليه وآله هرچند كه اين معنى مذكور نسبت بسجدة وصلاة معنى مجازى بوده باشد ووجه ثاني جواب اينكه آيهء أولى بتقدير فعلى است كه عامل در كثير من الناس بوده باشد وكويا كفته شده ويسجد له كثير من الناس پس از لفظ سجدهء أولى غايت خضوع اراده شده واز ثانية وضع جهة بر زمين وآيهء ثانية بتقدير خبريست از براي اللّه وكويا كفته شده كه انّ اللّه يصلّى وملائكة يصلّون پس از لفظ صلاة أول مغفرت واز دوّم استغفار اراده شده واين تقدير درين دو آيهء جايز است از جهة آيهء كريمهيَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِدر آيهء أولى وملائكته يصلون در آيهء دويم مقارن اين مقدرند ومثل اويند پس دلالت بر أو خواهند كرد مثل قول شاعر نحن بما عندنا راضون وأنت بما عندك راض والرأي مختلف كه خبر نحن محذوفست بقرينهء خبر أنت وتقدير چنين است كه نحن بما عندنا راضون وأنت بما عندك راض وبنابرين پس لفظ مكرّر شده واز هر لفظي معنى اراده شده زيراكه مقدّر در حكم مذكور است واين جايز است اتّفاقا واز محلّ نزاع خارجست ووجه ثالث از وجوه جواب اينكه بر تقديرى كه درين دو آية استعمال يك لفظ مشترك شده باشد در چند معنى پس اين لازم نيست كه بعنوان حقيقت باشد بلكه مىكوييم كه بعنوان مجاز است زيرا كه ما دليل برين أقامت نموديم كه استعمال لفظ مشترك مفرد در چند معنى بطريق مجاز است واكرچه مجاز خلاف أصل است ليكن ارتكاب خلاف أصل لازمست با دلالت دليلي بر أو وبر تقدير تسليم كه اين استعمال در اين دو آية بعنوان حقيقت باشد مدّعاى شما ثابت نمىشود كه لفظ مشترك با تجرّد از قرائن ظاهر در جميع باشد چه درين دو آية كريمه قرينه واضحه هست بر اينكه مراد جميع معانيست چه يك معنى سجدة نسبت بانسان وغير انسان جايز نيست ويك معنى صلاة نسبت به خداى تعالى وملائكة