واجب است يا حرام ؟
در اين قسم چون طرف ديگر در دوران ، امر ندارد ، جريان احتياط با اشكال مواجه مىشود ، به اين بيان :
اشكال
در عبادات ، قصد قربت ( يعنى قصد امتثال امر ) لازم است و قصد امتثال امر ، وقتى است كه امر مولا يا تفصيلا و يا اجمالا معلوم باشد درحالىكه در دوران امر بين وجوب و غير استحباب ، شبهه ، بدويّه خواهد بود ، زيرا اصل امر در آن ، نه به علم تفصيلى و نه به علم اجمالى ، معلوم نمىباشد ، و لذا قصد امر ، امكان ندارد ، زيرا اگر عبد ، با اينكه امر را نمىداند ، قصد امر كند ، تشريع و بدعت خواهد بود ، و اگر قصد امر نكند ؛ عبادت نمىشود .
از اين اشكال ، جوابهايى داده شده است كه مصنّف ابتدا سه جواب از مرحوم شيخ را مطرح مىكند و مورد نقد قرار مىدهد .
جواب اوّل شيخ
مرحوم شيخ مىفرمايد : در شبهاتى كه دوران بين وجوب و غير استحباب است ، امر به احتياط را از راه برهان « لم » « 1 » كشف مىكنيم . زيرا چنانكه گفته شد ، احتياط ، حسن عقلى دارد و اين حسن عقلى ، علّت امر است ، زيرا وقتى اشياء ، عقلا حسن باشند ، امر به آنها تعلّق مىگيرد ( چنانكه اگر شىء ، عقلا قبيح باشد ، نهى به آن تعلّق مىگيرد )
بنابراين حسن عقلى ، علّت امر و امر ، معلول حسن عقلى است . در نتيجه از حسن احتياط ( كه علّت است ) مىتوان امر به احتياط را كشف كرد و لذا اين احتياط ، امر دارد و مىتوان عمل را احتياطا و به داعى امر خود احتياط ( فاحتط ) آورد و به اين كيفيت ، عمل ، عبادى شده و اشكالى لازم نمىآيد .
هامش
( 1 ) . برهان « لم » ، رسيدن به معلول از راه علّت است . مثل اينكه از وجود آتش ، پى به حرارت مىبريم و يا از وجود خورشيد ، روز را درمىيابيم .