حكايت كرده باشند . مانند : « انّما الاعمال بالنيّات » و « من كنت مولاه فهذا على مولاه » كه فريقين ، متواترا نقل كردهاند و تمام اخبارها به همين الفاظ بوده است .
2 - تواتر معنوى : يعنى جماعتى از يك معنايى ، با الفاظ مختلف ، إخبار كنند . و به تعبير ديگر : تمام روايات و أخبار ، از يك چيز حكايت مىكنند ، امّا با الفاظ و عبارات گوناگون .
در تواتر معنوى دو صورت فرض مىشود :
الف - دلالت الفاظ روايات ، بر معناى واحد ، دلالت مطابقى است ، يعنى آن معناى واحد ، مدلول مطابقى تمام أخبار است .
در اين صورت ، الفاظ روايات ، مترادف مىباشند .
ب - دلالت الفاظ بر معناى واحد ، دلالت التزامى است ، يعنى آن معناى واحد ، مدلول التزامى تمام اخبار مىباشد .
در اين صورت ، الفاظ روايات ، علاوه برآن كه مختلفند ، مترادف نيز نمىباشند ، امّا در عين حال كه الفاظشان متفاوت است ، يك لازمى دارند كه آن لازم ، مدلول واحد است و تمام اخبار ، بالالتزام برآن دلالت مىكنند . مانند : قضاياى گوناگونى كه در غزوات مختلف ( بدر ، أحد ، حنين ، احزاب ، خيبر و . . . ) از دلاورىهاى حضرت على عليه السّلام ، با الفاظ مختلف نقل شده است . اين حكايات و اخبار با آنكه الفاظ مختلفى دارند ، داراى يك مدلول التزامى عرفى واحد ، به نام « شجاعت » مىباشند . و لذا شجاعت آن حضرت ، متواتر به تواتر معنوى خواهد بود .
3 - تواتر اجمالى : يعنى يك سلسله اخبارى نقل شده كه علم اجمالى به صدور برخى از آنها داريم .
در اينجا بايد توجّه داشت كه اين اخبار علاوه برآن كه الفاظشان مختلف است ، مضامين آنها نيز از جهت سعه و ضيق ( عموم و خصوص ) نيز متفاوت است ، يعنى برخى از مضامين ، عامّ و برخى ديگر خاصّند .
شرح كفاية الأصول — صفحة 274
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٧٤