جواب از روايات ( و أمّا عن الروايات . . . )
مصنّف در جواب از استدلال منكرين حجّيت خبر واحد ، به روايات ، مىگويد :
منكرين نمىتوانند به واسطهء اين روايات ، بر عدم حجّيت خبر واحد ، استدلال كنند ، زيرا روايات مذكوره ، جزء اخبار آحاد مىباشند و به خبر واحدى كه آن را حجّت نمىدانند ، چگونه مىتوانند استدلال كنند و از آن براى نفى حجّيت خبر واحد استفاده نمايند ؟ !
به بيان ديگر : از حجّيت اين اخبار آحادى كه منكرين به آنها استدلال كردهاند ، عدم حجّيت آنها لازم مىآيد ( از وجودشان ، عدمشان لازم مىآيد ) ، زيرا وقتى مىتوان به اين اخبار ، استدلال كرد كه حجّت باشند و چنانچه اين اخبار كه حجّيت خبر واحد را نفى مىكنند ، حجّت باشند ، لازم مىآيد كه حجّيت خود اين اخبار نيز نفى شود ، زيرا اين اخبار نيز جزء اخبار آحاد مىباشند ، و به تعبير علمى ، از وجودشان عدمشان لازم مىآيد كه عقلا محال است ، زيرا استدلال بر ضدّ خود ، خواهد بود .
لا يقال . . .
اين عبارت ناظر به اشكال بر مصنّف ، در دفاع از استدلال منكرين به روايات مىباشد ، به اين بيان :
اشكال
استدلال منكرين به روايات ، درست است ، زيرا رواياتى كه حجّيت خبر واحد را نفى مىكنند ، اخبار آحاد نمىباشند ، بلكه متواتر اجمالىاند . و لذا مىتوان به آنها استدلال نمود .
براى آنكه مطلب ، واضح شود ، لازم است به اقسام تواتر اشاره شود .
اقسام تواتر
تواتر بر سه قسم است :
1 - تواتر لفظى : يعنى جماعتى از يك معنايى ، با عبارات و الفاظى مثل هم ،
شرح كفاية الأصول — صفحة 273
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٧٣