مثال 4 - « لا صلاة الّا بطهور »
در اين آيه نيز برخى ادّعاى اجمال كرده و گفتهاند معلوم نيست آيا مقصود از نفى ، نفى صحت است ، يعنى نماز بدون طهارت ، صحيح نيست و يا مقصود ، نفى كمال است ، يعنى نماز بدون طهارت كمال و فضيلت ندارد .
و لا يذهب عليك . . .
مصنّف در اين متن به اين نكته اشاره دارد كه : مجمل و يا مبيّن بودن كلامى ، نياز به برهان ندارد ، زيرا همانطور كه بيان شد هركدام از اجمال و بيان ، تابع ظهور و عدم ظهور است و ظهور و عدم آن ، امرى عرفى مىباشند . و لذا اگر كلامى ظهور داشت و براى معناى خاصّى ، قالب شده بود ، مبيّن است ، و گرنه مجمل مىباشد . بنابراين با مراجعه به وجدان ، مىتوان مجمل را از مبيّن ، تشخيص داد و نيازى به اقامهء برهان نيست .
ثمّ لا يخفى . . .
مصنّف در پايان اين فصل مىگويد : مجمل و مبيّن ، دو وصف اضافى و نسبىاند ، و لذا ممكن است كلامى نزد شخصى ، مجمل باشد ( از اين جهت كه يا به وضع لغت آشنا نمىباشد و يا از اين جهت كه كلام در پيش او به قرينهاى مقرون شده كه مانع از ظهور مىشود ) ولى همين كلام نزد فرد ديگرى مبيّن باشد ( از اين جهت كه آگاه به وضع لغت است و يا به نظر او اين كلام ، محفوف به قرينهاى بر خلاف ظهور نمىباشد ) .
فلا يهمّنا . . .
در نتيجه با ذكر معيار در تشخيص مجمل و مبيّن ، نياز نيست كه به موارد اختلافى و نقض و ابرامهاى پيرامون آنها ، تعرّض شود .
و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته پايان تدوين و نگارش جلد چهارم دوشنبه 24 مهر ماه 1385 ه . ش .
22 رمضان المبارك 1427 ه . ق .
شرح كفاية الأصول — صفحة 270
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٧٠