مانند تسبيحات حضرت زهراء ( س ) كه سى و سه مرتبه حمد و سبحان اللّه ، و سى و چهار مرتبه اللّه اكبر دارد . در اينجا اگر هريك از عددها كم يا زياد شوند ، استحباب آن منتفى مىشود .
سوم - نسبت به زياده ، لا به شرط ، و نسبت به نقيصه ، به شرط لا است . مثل : « قصد عشره » در مسافرت . در اينجا اگر مسافر كمتر از ده روز بماند ، قصدش محقّق نمىشود ( براى تحقّق قصدش ، حد اقل اقامت ده روز لازم است ) امّا اگر بيشتر از ده روز بماند ، ضررى نمىزند ( و بلكه بهتر است ) .
در اين صورت نيز اگر عدد كمتر از مقدار لازم باشد ، حكم منتفى مىشود ، ولى انتفاى آن از باب مفهوم نيست ، بلكه امر عقلى و از باب انتفاى موضوع مىباشد .
چهارم - نسبت به نقيصه ، لا به شرط ، و نسبت به زياده ، به شرط لا است ( عكس صورت سوم است ) . مانند : « ايّام حيض » كه نبايد از ده روز تجاوز كند ، ولى كمتر از ده روز به مقدار سه روز كه أقلّ حيض است ، باشد ، اشكالى ندارد و حيض محسوب مىشود .
در اينجا نيز اگر عدد بيشتر از مقدار لازم باشد ، حكم منتفى است ، ولى انتفاى آن عقلى و از باب انتفاى موضوع مىباشد و ارتباطى به مفهوم ندارد .
نتيجه : عدم اكتفاء به غير عدد ، از جهت دلالت عدد بر مفهوم نمىباشد ، بلكه به خاطر مخالفت با آن چيزى است كه در منطوق اخذ شده است . مثل اينكه وقتى اقلّ قصد در سفر براى تمام خواندن نماز ، ده روز باشد ، اگر كسى نه روز بماند ، نماز او شكسته است و اين نه به خاطر مفهوم عدد ده است ، بلكه به خاطر اين است كه چون اين تعداد با تعدادى كه در منطوق أخذ شده ، مطابقت ندارد ، لذا در تمام خواندن نماز به آن اكتفاء نمىشود .
* * *
شرح كفاية الأصول — صفحة 459
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٤٥٩