5 - اهانت : مانند آيهء
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ
« 1 » .
در اين آيه ، چون صيغهء أمر ( ذق ) خطاب به اهل جهنّم مىباشد ، در اهانت استعمال شده است .
6 - احتقار : مانند آيهء
فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ
« 2 » .
در اين آيه ، صيغهء امر ( ألقوا ) در احتقار ( كوچك شمردن ) استعمال شده است ، زيرا حضرت موسى عليه السّلام در خطاب به ساحران ، قصد دارد آنها را حقير و كوچك شمارد .
7 - تعجيز : مانند آيهء
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ
« 3 » .
در اين آيه ، صيغهء أمر
( فَأْتُوا )
به معناى تعجيز ( قدرت نداشتن برآوردن سورهاى مثل سورهء قرآن ) است ، چون خداوند
« فَأْتُوا »
( بياوريد ) را در مقام دعوت به تحدّى و برابرى ، بيان كرده است
8 - تسخير : مانند آيهء
كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
« 4 » .
در اين آيه ، صيغهء أمر
( كُونُوا )
در معناى « تسخير » ( تبديل انسان به بوزينه ) استعمال شده است .
نظر مصنّف ( و هو كما ترى . . . )
مصنّف پس از بيان كلام مشهور علماء ، آن را مورد انتقاد قرار مىدهد و مىگويد : صيغهء أمر فقط در يك معنا يعنى « انشاء طلب » استعمال مىشود ، پس موضوع له صيغهء أمر همان « طلب انشائى » است . البته دواعى و انگيزهها براى خاطر انشاى طلب ، مختلف است ، به اين صورت كه گاهى انگيزه و داعى انشاء طلب ، « بعث و تحريك واقعى و جدّى براى انجام كار » است ، و گاهى اين انگيزه عبارت است از : ترجّى ، تمنّى ، تهديد و . . .
مثلا گاهى آمر واقعا و جدّا طالب عملى است و چون آن را از مأمور مىخواهد ، به او امر مىكند . امّا گاهى انگيزهء او از أمر كردن ، چيز ديگرى غير از بعث و تحريك و ارادهء جدّى است ( مثل دواعى هشتگانه مذكور ) .
هامش
( 1 ) . الدخان ( 44 ) ، آيهء 49 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) ، آيهء 80 .
( 3 ) . البقرة ( 2 ) ، آيهء 23 .
( 4 ) . البقرة ( 2 ) ، آيهء 65 .