تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
نخست ، شاگردان مستقيم استاد مانند : سيّد محمد مهدى بحر العلوم ( متوفّى 1212 ه ق ) و شيخ اسد اللّه شوشترى ( متوفّى 1234 ه ق ) . دوم ، شاگردان برخى از دستهء اوّل مانند : سيّد محسن اعرجى كاظمى ( متوفّى 1227 ه ق ) ، شريف العلماء ، محمد شريف بن حسن على ( متوفّى 1245 ه ق ) مولى احمد نراقى ( متوفّى 1245 ه . ق ) شيخ محمد تقى بن عبد الرحيم ( متوفّى 1248 ه ق ) و شيخ محمد حسن نجفى ، صاحب جواهر ( متوفّى 1266 ه ق ) . سوم ، طبقه بعد كه در رأس ايشان شيخ مرتضى انصارى ( متوفّى 1281 ه ق ) شاگرد شريف العلماء است كه تاكنون شاگردان مستقيم و غير مستقيم وى در راه تكميل اين دوره كوشيده و آن را به اوج كمال و ترقّى رسانيده‌اند . شيخ انصارى ( قدّس اللّه نفسه ) گرچه به اعتبارى ادامه‌دهندهء اين دوره است كه در اثرى مستقل در تحوّل علم اصول ، هشتمين دورهء علم اصول نهاده شده است ، اما به اعتبارى دقيق‌تر و متين‌تر ، بايد وى را پيشواى عالىترين مرحله از مراحل پيشرفت علم اصول و مؤسس آخرين و برجسته‌ترين دورهء اين علم دانست .

توضيح و اثبات اين مدّعا به بررسى چند امر نياز دارد :

امر اوّل : ابتكارات مرحوم شيخ

صرف‌نظر از اينكه تعبير ابتكار چه‌بسا با روش مرحوم شيخ در تبيين و توجيه مطالب و نظرات خود سازگار نباشد ، كسانى كه با كتاب شريف رسائل و مخصوصا با كتاب عظيم متاجر آشنايى دارند ، به خوبى واقفند كه آن بزرگ‌مرد به علّت خوى سرشار از تواضع و فروتنى و به جهت شدّت تقوى و وارستگى پيوسته سعى داشت كه حتى آراى خاصّه خود را از اختصاص به خود خارج كند و ديگران را در آن سهيم سازد . او در اين راه حتى از مدلولات التزامى بعيدهء سخنان بزرگان استفاده مىكند تا بالاخره به هر نحو كه ممكن است ، مطلب را از ابتكار و اختصاص به خود خارج كند . در عين حال مناسب است كه با ذكر مقدّمه‌اى كوتاه ، آنچه به‌نظر خود از ابتكارات شيخ مىدانم ، بيان دارم : مقدّمه - علم اصول كه پيش از وصول به مرتبهء كمال و همچنين پس از آن ، مراحلى را پيموده است ، مىتوان آن را به اعتبارى كلّى به دو دورهء كاملا متمايز بخش كرد : دوره نخستين كه از به دو تدوين تا هنگام نهضت اخباريّين را فرا مىگيرد و دورهء دوم كه از آن