مقدّمه :
مسائل علم اصول فقه چون ديگر مسائل و همهء پديدهها يكباره پديد نيامده و پيوسته به يك حال باقى نمانده است . ولى چه وقت پيدا شده و چه تحوّلهايى در آن رخ داده است ، مسألهاى است قابل بحث و درخور تحقيق . مقالهاى كه در زير مىخوانيد كوششى است در راه پاسخ به اين پرسش . اميد است بتواند لااقل تا حدودى از اين راز پرده برداشته و از اين معمّا گره گشايد . متأسفانه با كوششى كه به كار رفت ، منبع جامع الاطرافى كه بتوان از هر لحاظ برآن متكى بود به دست نيامد .
تاريخچهء مختصرى كه در خلال برخى از كتب يا بهطور استقلال و يا در آغاز كتابهاى اصولى گرد آمده است گرچه بىشك سودمند است و توانسته است تا حدود نسبتا زيادى راه را براى پاسخ به پرسش فوق ، از لحاظ مذاهب اهل سنّت و حتى مذاهبى كه به قول نويسندگان ، از مذاهب بائده است چون مذهب ظاهريان و غيره هموار سازد ولى به يقين نتوانسته است جوابگوى مذهب شيعهء اماميه باشد كه قطعا پس از اهل سنّت ، بزرگترين جمعيتهاى اسلامى را تشكيل مىدهد و در آن ، آثار بسيارى از قبيل :
نهايه و خلاف و مبسوط شيخ الطائفه ، تذكره و منتهى و مختلف و تحرير و قواعد و ارشاد علّامهء حلى ، سرائر ابن ادريس ، شرايع و معتبر محقّق ، لمعه و دروس و ذكرى و بيان شهيد اوّل ، مسالك و شرح لمعهء شهيد ثانى ، جامع المقاصد محقّق كركى ، شرح ارشاد اردبيلى ، كفايه و ذخيرهء محقّق سبزوارى ، رياض المسائل سيّد على طباطبائى ، حدائق بحرانى ، مفتاح الكرامهء سيّد جواد عاملى ، جواهر شيخ محمد حسن نجفى ، متاجر شيخ انصارى ، مصباح الفقيه حاج آقا رضا همدانى و بسيارى تأليفات مهمّ ديگر در فقه ، و همينطور آثار بسيارى از قبيل : ذريعهء سيّد مرتضى ، عدهء شيخ طوسى ، تهذيب