وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
( الحجر / 6 ) .
و در آيه دوم كه در سوره « القلم » آمده خداوند به آنان جواب مىدهد :
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
( القلم / 2 )
و الثاني : قول دوّم قائلين به زيادت « لا » درباره منفى آن در آيه مورد بحث اين است كه منفى آن همان فعل « أقسم » است لكن از اين جمله ارادهء انشاء قسم نشده تا آن اشكال پيش آيد بلكه جمله اخبارى است و خبر مىدهد كه من به اين چيز قسم نمىخورم و اين چيز بالاتر از آن است كه من به او قسم بخورم . زمخشرى اين نظريه را پسنديده و مىگويد : « اقسم » منفى « لا » مىباشد . و قسم خوردن به چيزى نشانه عظمت آن چيز نزد متكلم است و او با قسم خوردن به آن ، عظمت آن را مىرساند مثل قول خداوند متعال :
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
( الواقعة / 75 و 76 )
كه مىفرمايد من به مواقع نجوم و ستارگان قسم ياد نمىكنم اين قسمى بس بزرگ است . پس معلوم مىشود قسم خوردن به چيزى بيان عظمت آن مىباشد و اگر آن چيزى عظيم باشد ديگر نياز نيست به او قسم خورده شود تا عظمت فهمانده شود . بنابراين اين معناى آيه مورد بحث اين گونه مىشود : « بىگمان بزرگنمايى روز قيامت با قسم خوردن گويا اساسا بزرگنمايى و بزرگداشت آن نيست زيرا روز قيامت استحقاق بزرگ داشتى فراتر از اين دارد . « 1 »
و قيل : قوم دوّم در معناى « لا » در آيه مورد بحث اين است كه « لا » زائده است .
در بين قائلين اين نظريه درباره ارزش كلامى و معنوى آن اختلاف شده است .
أحدها : برخى از آنان مىگويند : علّت زيادت آن در اين موارد اين است كه مقدمهچينى كند تا مخاطبين از هماكنون بدانند كه جواب اين قسم منفى است مانند : همين آيه كه جواب آن « لا يتركون سدى » مقدر مىباشد .
و ردّ بقوله تعالى : مؤلف كتاب اين نظريه را نمىپسندند و مىگويند در آيات
هامش
( 1 ) - الكشاف : 4 / 658 .