معناى تنزيه و كراهت استعمال گردد مانند آيه شريفه :
وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ
( البقرة / 237 )
شاهد : در استعمال « لا » جازمه در معناى كراهت با بقاى عمل آن است .
معناى آيه : « كراهت دارد كه برترى بين خودتان را فراموش كنيد . »
و همچنين است اگر « لا » ناهيه در دعا استعمال شود و آن هنگامى است كه شخص ناهى از فاعل فعل نهى مرتبهاى پايينتر داشته باشد ، باز هم « لا » عمل جزم را داراست مثل قول خداوند در اين آيه شريفه كه حكايت كلام مؤمنان است :
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
( البقرة / 296 )
معناى آيه : « پروردگارا ما را مؤاخذه مكن اگر سهوى يا خطايى كرديم » .
و مانند قول مالك بن ريب مازنى از شعراى صدر اسلام :
« يقولون لا تبعد و هم يدفنونني * و أين مكان البعد إلّا مكانيا » « 1 »
شاهد : در بقاى عمل « لا » جازمه و استعمال در معناى دعاست .
تركيب شعر : « يقولون » فعل مضارع جمع مذكر غايب و « لا تبعد » فعل نهى و بعد از آن ، واو حاليه بوده و جمله اسميه بعد در محل نصب و جمله حاليه است .
مصرع بعد جمله استينافيه است و « أين » خبر مقدم و « مكان » مبتداى مؤخر و مضاف به « البعد » است ، « إلّا » ادات استثنا و « مكاني » مضاف و مضاف إليه مستثنى منه مىباشد .
معناى شعر : « آنان در حالى كه مرا دفن مىكنند مىگويند از ما دور مشو ، ولى آيا مكان دورى - دور تر از - اين مكان من هست ؟ »
و همچنين اگر « لا » جازمه در معناى التماس استعمال شد عمل خود را از دست نمىدهد . قابل توجه است كه معناى التماس در آن وقتى است كه ناهى و شخص منهى در يك مرتبهء شخصيتى باشند ، مثل قول شما به هم شأن خودتان كه ادعاى برترى از او نيز نمىنماييد : « لا تفعل كذا » يعنى خواهش مىكنم اين كار را مكن .
و همچنين اگر « لا » در غير معناى طلب به اشكال مختلف آن ، مثل تهديد
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 630 ، شرح أبيات مغنى اللبيب : 5 / 14 ، لسان العرب : 3 / 91 ، الخزانة : 2 / 338