اين دو قبيله از قبايل معتبر عرب در فصاحت و بلاغت بودهاند . و مراد از « من نطق بالضاد » أعراب است .
نكته : « بيد » در اين معنا همواره منصوب بنا بر حاليت است .
قال ابن مالك و غيره : ابن مالك و غير از او از نحويين گفتهاند : « بيد » در اين حديث داراى معناى اوّل خود يعنى معناى « غير » است ، كه بايد در استثناى منقطع استعمال شود و منصوب نيز مىباشد . و به همين جهت آنان مىگويند : استثناء در حديث ، منقطع است زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اوّل عبارت گفتند : من فصيحترين عرب هستم ، سپس ادات استثنا به همراه مستثنى « بيد » آوردند كه نوعا در اين مواضع - كه قبل از ادات استثنا مدح كسى است - ادات استثنا به همراه مستثنى براى بيان خصوصيت ذم آنكس مىآيد ، مانند : « زيد يعلم كلّ علم إلّا أنّه ضعيف في النحو » بنابراين مابعد « بيد » از خصوصيات ذمّيه مىشود كه با قبل از « بيد » از يك جنس نيستند ، پس استثنا منقطع مىشود ، و لكن همچنانكه در حديث مشاهده مىشود بعد از « بيد » كه جايگاه صفت ذم است ، صفت مدح - از قبيلهء قريش بودن و شير خوردن از قبيلهء بنى سعد - به عنوان صفت ذمّ فرضشده و ذكر گرديده است و اين از صناعات بديعيه از باب « تاكيد المدح بما يشبه الذمّ » است . بنابراين در حديث ، قبل از استثنا ، مدح آمده و بعد از استثنا كه بايد صفت ذمّ باشد باز صفت مدح به عنوان و به جاى صفت ذمّ آمده است ، كه اين باعث تأكيد مدح مىشود ، يعنى : من فصيحترين عرب هستم و اگر صفت ذمّى داشته باشم اين است كه در دو قبيله فصيح نشوونمو يافتهام . كه اين خود نيز صفت مدح است . بنابراين حديث از موارد استثناى منقطع فرضى است .
على حدّ قول النابغة الذبياني : و اين حديث با اين توجيهات معنوى ، بر طبق سبك قول نابغه در مدح عمرو بن حارث از پادشاهان شام است كه در آن كلمه « غير » در استثنا منقطع واقع شده و از باب تأكيد مدح بما يشبه الذمّ است :
« لا عيب فيهم غير أنّ سيوفهم * بهنّ فلول من قراع الكتائب » « 1 »
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 430 ، الخزانة : 2 / 9 ، حاشية الصّبان : 2 / 154 ، همع الهوامع : 1 / 232 ، شرح شواهد المغني :