ييأس من رحمة اللّه » ، بهخلاف « غير » كه هم در استثناى متصل - كه مستثنى از جنس مستثنى منه است - مانند : « جائنى القوم غير زيد » و هم در استثناى منقطع - كه مستثنى از جنس مستثنى منه نيست ، مانند ، « جائنى القوم غير حمارهم » واقع مىشود ، و به عنوان صفت براى موصوف نيز استعمال مىشود ، مانند : « عندى درهم غير جيد » .
و منه الحديث النبوى : و از همين قسم ، اين حديث نبوى است :
« نحن الآخرون و نحن السابقون يوم القيامة بيد أنّ كلّ امّة اوتيت الكتاب من قبلنا » . « 1 »
شاهد : در دارا بودن « بيد » معناى « غير » و وقوع آن در موضع استثناء منقطع است ، زيرا امّتهايى كه به آنها كتاب داده شده از افراد « الآخرون » و « السابقون » كه امت اسلام هستند ، نمىباشند .
معناى حديث : « ما امت آخر - از حيث زمان در دنيا - و امّت اوّل و مقدم در آخرت - از حيث درجه و مقام - مىباشيم جز اينكه ديگر امم داده شدهاند كتاب آسمانى قبل از ما » .
يعنى امم ديگر از حيث زمان رسالت الهى در دنيا بر ما تقدّم دارند كه اين ، موجب فضيلت آنان نمىباشد .
الثّانى : دوّمين معناى « بيد » يك معناى مركّب « من أجل : از جهت » است ، و از همين قسم است « بيد » كه در اين حديث نبوى مىباشد :
« أنا أفصح من نطق بالضّاد بيد أنّي من قريش و استرضعت من بني سعد بن بكر » . « 2 »
معناى حديث : « من فصيحترين كسى هستم كه تكلّم به حرف ضاد كرده است از جهت اينكه همانا من از قبيلهء قريش بوده و شير داده شدهام از قبيله بنى سعد بن بكر - قبيله حليمه دايه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - » .
هامش
( 1 ) - مسند أحمد : 2 / 249 .
( 2 ) - مناهل الصفا : 12 .