3 - بنابر اينكه « بله » اسم استفهام باشد : چگونه است حال دستها - در وقتى كه سرها اين گونه از تن جدا مىشوند - كه گويا اصلا خلق نشدهاند .
و إذا قيل : و اگر در عبارتى گفته شود : « بله الزيدين » يا « بله المسلمين » يا گفته شود « بله أحمد » يا « بله الهندات » يعنى بعد از « بله » اسمى قرار گيرد كه علامت نصب و جر آن به يك شكل باشد مثل تثنيه « الزيدين » و جمع « المسلمين » و غير منصرف « أحمد » و جمع مؤنّث « الهندات » ؛ در اين صورت چون تركيب اسم مابعد دو احتمال - مفعول و مضاف اليه - دارد ، « بله » نيز دو احتمال خواهد داشت بنابر فرض نصب اسم بعد ، « بله » اسم فعل بوده ، و بنا بر فرض جرّ آن ، مصدر خواهد بود ، و فرض خبر مقدّم بودن در اينجا ممكن نيست زيرا اسم مابعد مرفوع بنا بر مبتديت نمىباشد .
ابن مالك در الفيه ملاك اسم فعل بودن « بله » ، را نصب مابعد ، و ملاك مصدريه بودن آن را جر مابعد قرار داده و مىگويد :
كذا « رويد » « بله » ناصبين * و يعملان الخفض مصدرين
و من الغريب : از موارد بسيار نادر و منفرد در استعمال زبان عرب ، اين كلام محمد بن اسماعيل جعفى بخارى - يكى از علماى اهل سنت - در تفسير سورهء « الم السجدة » است كه حديثى نقل مىكند از ابو هريره كه او مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك حديث قدسى دربارهء وعدههاى خدا بيان كردند كه متن حديث چنين است :
« يقول اللّه تعالى أعددت لعبادى ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ذخرا من بله ما اطلعتم عليه » « 1 » ثم قرأ :
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« السجدة / 17 » .
شاهد : در دو مطلب است :
1 - مجرور شدن « بله » به « من » جاره در حالى كه قبلا گفته شد اين كلمه در هر دو معنا - اسم فعل و اسم استفهام - مبنى ، و در يك صورت - مصدر - معرب است و
هامش
( 1 ) - صحيح البخارى : 6 / 145 .