تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و قد روي بالأوجه الثلاثة : و محقّقا روايت شده است به صورت سه‌گانه - رفع ، نصب و جر - اسم بعد از « بله » در قول كعب بن مالك از شعراى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه توصيف شمشيرهاى مسلمين در جنگ خندق مىكند :
« تذر الجماجم ضاحيا هاماتها * بله الأكف كأنّها لم تخلق » « 1 »
شاهد : در روايت نصب و رفع و جرّ « الأكف » بعد از « بله » در اين شعر مىباشد . تركيب شعر : « تذر » فعل و ضمير « هي » مستتر در آن‌كه عود به « السيوف » مىكند فاعل است و « الجماجم » جمع « جمجمه » مفعول مىباشد و « ضاحيا » حال از مفعول و « هامات » جمع « هامة » به معناى « مغز سر » است و ضمير مضاف اليه عود به « جماجم » مىكند و « بله » اگر مصدر باشد ، نصب آن بنا بر مفعول مطلق نوعى يا براى فعل محذوف « اترك » يا براى « تذر » است و در اين صورت « الأكف » مجرور به اضافه مىشود . و اگر « بله » اسم فعل باشد جمله استينافيه بوده و در اين صورت « الأكف » منصوب بنا بر مفعول به مىشود . و اگر « بله » اسم استفهام باشد ، محل آن مرفوع بنا بر خبريت و « الأكف » جمع « كف » به معناى دست و مرفوع بنا بر مبتديت است . معناى مصرع اوّل شعر : « آن شمشيرها وامىگذارند جمجمه‌ها را در حالى كه آشكار است مغز سرهاى آنان » .

معناى مصرع دوّم شعر :

1 - بنابر اينكه « بله » مصدر باشد : نوع واگذاردن دستهايى كه گويا اصلا متصل به بدن خلق نشده‌اند . 2 - بنابر اينكه « بله » اسم فعل باشد : واگذار دستها را - حمله به آنها نكن - گويا اصلا آنها خلق نشده‌اند .
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 353 ، أوضح المسالك : 2 / 36 ، شرح الاشموني : 3 / 203 ، منحة الجليل : 2 / 304 ، همع الهوامع : 1 / 236 ، شرح ابن يعيش : 4 / 47 ، لسان العرب : 13 / 478 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 25 ، هداية السالك : 3 / 119 ، التصريح على التوضيح : 2 / 199 ، النحو الوافي : 4 / 146 ، شرح الكافية : 2 / 70 .