مىشود ، البته استعمال آن بسيار قليل است و حتّى نحويين آن را قبول ندارند مگر ابن قتيبه و ابن عصفور و ابن مالك . و براى اثبات اين معناى « كأيّن » به قول أبي بن كعب از صحابى و از كاتبين قرآن خطاب به ابن مسعود كه او نيز از صحابى بوده ، استدلال شده است : « كأيّن تقرأ سورة الأحزاب آية » يعنى : « چقدر مىخوانى - چه تعداد مىدانى - سوره أحزاب را از حيث آيه » و او جواب مىدهد : هفتاد و سه آيه است .
و تخالفها في خمسة امور : همانطوركه اين دو كلمه در پنج مورد توافق دارند ، در پنج مورد نيز اختلاف دارند :
1 - « كأيّن » در اصل مركّب بوده و « كم » بنابر قول صحيح بسيط است درحالى كه در مقابل اين قول صحيح ، كسانى هستند كه اعتقاد دارند كه « كم » در اصل مركّب از كاف تشبيه و « ما » استفهاميه بوده كه الف « ما » بهجهت دخول حرف جر بر آن حذف شده است تا اشتباه با « ما » موصول نشود ، سپس ميم باقى مانده از « ما » كه مفتوح بوده ، براى تخفيف ، ساكن شده است تا آن سنگينى كه بهواسطهء تركيب اين دو كلمه ايجاد شده بوده از بين برود .
2 - مميز « كأيّن » غالبا مجرور به « من » است بهطورىكه در قرآن « كأيّن » هفتبار تكرار شده و در اين هفتبار ، تمييز آن مجرور به « من » است ، مانند آيهء شريفهء : (
كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ
« يوسف / 105 » . و گاهى تمييز آن قليلا منصوب مىشود مانند قول شاعر درباره فوايد اعتماد به نفس داشتن و دارا بودن روح اميدوارى :
« اطرد اليأس بالرجا فكأيّن * آلما حمّ يسره بعد عسر » « 1 »
شاهد : نصب « آلما » بنابر تمييز بودن براى « كأيّن » است .
تركيب شعر : « اطرد » فعل امر « الياس » مفعول آن « آلما » اسم فاعل از « الم يألم » و « حمّ » فعل مجهول و « يسر » نائب فاعل آن و مضاف به ضمير مفرد مذكر غائب و كلّ جمله در محل رفع و خبر براى « كأيّن » مىباشد .
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 167 ، شرح شواهد المغني : 2 / 514 ، أوضح المسالك : 3 / 229 ، شرح الاشموني :
4 / 85 ، التصريح على التوضيح : 2 / 281 .