1 - كسرهء طاء مشدّد بهجهت قاعدهء التقاى ساكنين ، و در علم قراءت و صرف گفته شده است كه حركت اصلى رفع التقاى ساكنين كسره است ، « قطّ » .
2 - ضم قاف و طاء مشدّد مضموم ، كه مضموم شدن قاف بهجهت تابعيت از حرف بعد است ، « قطّ » .
3 - فتح قاف با تخفيف طاء مضموم ، « قط » .
4 - فتح قاف با تخفيف طاء ساكن ، « قط » .
الثّانى : دوّمين صنف « قط » اسم ساده به معناى « حسب » است كه در اين صورت قاف مفتوح و طاء ساكن است « قط » ، و مضافاليه آن مانند « حسب » مىتواند ضمير و اسم ظاهر باشد و گفته مىشود : « قطي ، قطك ، قط زيد درهم » .
لكن با آنكه « قط » در اين قسم هممعناى « حسب » بوده و خصوصيات استعمالى آن دو باهم مشابه است ، ولى باهم يك فرق مهم دارند و آن اين است كه « حسب » معرب بوده و « قط » بهجهت شباهت وضعى مبنى مىباشد ، زيرا مانند اكثر حروف داراى دو حرف الفباست .
نكته : گاهى بر اين قسم ، فاء زائده مىآيد ، و گفته مىشود : « فقط » به معناى « فحسب » بعضى از نحويين گفتهاند اين فاء رابط جواب براى شرط مقدر است مثلا در عبارت « قام زيد فقط » تقدير اين گونه است : « قام زيد ، إذا علمت قيام زيد فقط عن طلب قيام غيره » . « 1 »
و الثّالث : سوّمين قسم « قط » اسم فعل مضارع به معناى « يكفي » مىباشد و در اين صورت اگر مفعول آن ياء متكلم باشد ، واجب است نون وقايه به « قط » ملحق شود و گفته مىشود : « قطني » به معناى « يكفيني » همانطور كه در استعمال « يكفي » وقتى مفعول آن ياء متكلم باشد ، نون وقايه به آن ملحق مىشود .
و يجوز نون الوقاية : بايد دانست در قسم دوّم كه « قط » به معناى « حسب » مىباشد ، جايز است نون وقايه به آن ملحق شود و اين عمل بهجهت حفظ بناى
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به : الحدائق الندية : 556 ، اللباب : 159 .